راهِ ابریشم

نقاشان ايرانی و "کریس مارکر" در مرکز پمپیدوی پاریس

صدا ۱۶:۳۳

بخشی از مجموعه آثار مدرن مرکز پمپیدو در پاریس، از روز 23 اکتبر، به منظور نشان دادن وجه های مختلف هنر مدرن زیر عنوان "مدرنیته چند وجهی: از 1905 تا 1970"، با شرکت 1000 اثر از 400 هنرمند از 47 کشور جهان، در این مرکز دوباره سامان داده شده تا بدین ترتیب تحول هنر را بین سالهای یاد شده در مناطق گوناگون دنیا نشان دهند.

تبلیغ بازرگانی

نمایشگاه که با رعایت نظم زمانی ترتیب داده شده، در کنار جریان های هنری اروپائی، گویش های هنری برگزیده شده در آمریکا، آمریکای لاتین، آسیا، خاورمیانه و آفریقا را در کنار یکدیگر ارائه می کند.
در این راه افزون بر نقاشی، تجربه های هنری این مناطق، از ورای سینمای تجربی، عکس، هنرهای تجسمی و

آرشیتکتور، نشان داده می شود. گفتنی است که به آثار زنان هنرمند در این نمایشگاه جای ویژه ای داده شده است.

در میان آثاری که در بخش دوباره سازمان یافته آثار مدرن موزه ژرژ پمپیدو به نمایش گذاشته شده، آثاری از فريده لاشايی، گيزلا سينايی، پروانه اعتمادی، بهجت صدر، شارل-حسین زنده رودی و چنگيز شهوق را می بینیم که نمایانگر آفرینش بخشی از هنرمندان ایرانی و به ویژه زنان هنرمند ایرانی در سالهای 1905 تا 1970 هستند و از دیدگاه خاص این هنرمندان سخن می گویند.
اين نمايشگاه تا ژانويه 2014 ادامه دارد.

"کریس مارکر" و ایران

از سوی دیگر، در بخش دیگری از این مرکز، آثار "کریس مارکر"، عکاس، سینماگرو نویسنده فرانسوی، زیر عنوان "سیاره های مارکر" از روز 16 اکتبر در جریان است که رابطه او را با شماری از کشورها و از جمله ایران از ورای عکاسی وفیلم نشان می دهد. بدین معنا که ایران یکی از سیاره هائی است که "مارکر" به آن سرزده و عکس های گویا و فراموش نشدنی از آنجا به ارمغان آورده است.
گر چه "کریس مارکر" در فیلم های خود چندین به ایران نپرداخته، اما در سفری به ایران در سال 1963، به دعوت فرخ غفاری برای شرکت در فستیوال فیلم های فرانسوی تهران، با فروغ فرخزاد آشنا شد و بسیار تحت تأثیر شخصیت او قرار گرفت. شخصیت های دیگر هم نظر او را جلب کردند و به توشه راه او که عکس هائی بود افزودند.
"

گفت‌و‌گو با بامشاد پوروالی، منتقد سینما

کریس مارکر" در عین حال کلکسیونی را به نام "سیاره کوچک" در انتشاراتی "سوی" اداره می کرد که در سال 1954 به وجود آمده بود که یک راهنمای توریستی بود که در آن به معرفی کشورها همراه با چاپ عکس پرداخته می شد. شماره سیزده این کلکسیون به ایران اختصاص یافته بود.
مطلب خوبی را که بامشاد پوروالی، منتقد سینما، در سایت خود به این نمایشگاه و نگاه کریس ماکر" به ایران اختصاص داده بود من را بر آن داشت که از خود وی بخواهم نکات مهم برخورد "مارکر" را با ایران بشکافد که از ورای عکس ها و بخشی از فیلمهایش نمایان است.

به گردشی در شهر پاریس در این ایام جشن های سال نو بپردازیم:

پیست یخ بازی در برابر شهرداری پاریس

در برابر ساختمان بسیار زیبای شهرداری پاریس که چراغانی ظریف ومناسبی دارد یک پیست یخ به مساحت 1365 متر مربع برپا شده که همه می توانند از روز26 دسامبر 2013 تا 17 مارس 2014، بر روی آن اسکیت بازی کنند. شماری مربی کار آزموده هم در کنار این پیست حضور دارند و به کودکان و حتا بزرگسالان چندین شگرد را یاد می دهند.
برای کسانی هم که کفش یخ بازی ندارند، در کنار این پیست کفشهائی در سایز های 25 تا 49 کرایه داده می شود.

 

"موزه هنر دوره گردان، تخیل و شگفتی ها"

"

موزه هنر دوره گردان، تخیل و شگفتی ها" که کودکان را شگفت زده کرده، برگسالان را به دنیای کودکی آنها می برد و در روزهای دیگر سال جز با رزرو جا و بازدید گروهی ، دیدار از آن ممکن نیست از روز 26 دسامبر2013 تا 5 ژانویه 2014 درهای خود را بدون رزرو کردن جا به روی همه می گشاید.
این موزه که در ساختمان حجره های قدیمی و باز سازی شده بازرگانان شراب ، در محله 12 پاریس قرار دارد، به بزرگ و کوچک امکان می دهد با چرخ گردان ها و انواع سرگرمی های مردمی قدیمی آشنا شوند. برنامه هائی هم برای نشان دادن چگونگی کار این سر گرمی ها پیش بینی شده که بزرگسالان را نیز به سفری به دنیای تخیل و کودکی می برد.
برنامه هائی هم برای نشان دادن چگونگی کار این سر گرمی ها پیش بینی شده است.
از دلقک ها، قصه گویان و آکروبات باز ها هم دعوت شده که به جو این بازدید حال وهوای جشن را بدهند.
بهای بلیط ورودی 10/12 یورو و برای دانشجویان، بیکاران، افراد دچار نقص عضو کودکان زیر 12 سال 5 یورو است.
53 avenue des Terroirs de France, Paris 12e - Métro Cour Saint-Émilion (14)

سینما "رکس" یا جادوی سینما

ساختمان دیگری که آن هم در مواقع عادی باید با خرید بلیط و رعایت زمان دیدار به آنجا رفت، سینما "رکس" پاریس است که یکی از بناهای جذابی است که با دنیای سینما از آغاز پیوندی دیرینه دارد. معماری خاص آن هم نمایشگر دوره ای است که از کشور های دیگر الهام گرفته می شد.
از همه مهم تر اینکه بازدید کننده می تواند همه مراحل ساختن یک فیلم را با قرار گرفتن در شرایط واقعی سالهای آغازین سینما و ترفندهای به کار گرفته شده ، دنبال کند.

http://www.legrandrex.com
 

چرخ گردان رایگان برای کودکان

شهرداری پاریس به سان سالهای گذشته در زمان جشن های کریسمس و سال نو، از روز 21 دسامبر 2013 تا 5 دسامبر 2014، در محله های این شهر، چرخ گرودن هائی را از ساعت 10 صبح تا 7 بعدازظهر، به رایگان در اختیار کودکان و والدینشان می گذارد. اکثر این چرخ گردونها، به سبک قدیمی هستند.
آدرس این "چرخ گردون ها را می توانید در لینک زیر بیابید :
http://www.offi.fr/a-travers-paris/maneges-gratuits-paris.html
 

 

 

 

ساختمان "گران پاله" هم رنگ جشن به خود می گیرد

ساختمان "گران پاله که بسیاری از نمایشگاههای مهم را در خود جای می دهد، در روزهای جشن سال نو، گالری بزرگ شیشه ای خود را، که ارتفاع آن تا زیر سقف 30 متر است و 16.000 متر مربع مساحت دارد، از روز 21 دسامبر 2013 تا 5 ژانویه 2014 ، به شکل پارک تفریحی در می آورد که در آن یگ چرخ گردون بزرگ و دیگر بازیهای رایج در این پارک ها گنجانده شده است. با خرید یک بلیط 15 یوروئی برای بزرگتر ها و 10 یوروئی برای کودکان، همه می توانند بارها از این بازیها استفاده کنند.
آب نبات و از این قبیل خوراکی ها هم به همه داده می شود. این محل طی این روزها ، به جز 24 دسامبر (شب کریسمس) و 31 دسامبر ( شب سال نو)، از 11 بامداد تا نیمه شب به روی همگان بازاست.
 

 

 

 

مرگ دو هنر پیشه مهم قدیمی
"لاورنس عربی" و "ربه کا"ی هیچکاک در گذشتند
هنرپیشه بسیار بزرگ تآتر انگلستان، "پیتر اوتول" که در سال در 1932 به دنیا آمد ، اما از راه سینما و تنها با ایفای نقش "لاورنس عربی" در خاطره جهانیان نشست، در روز 14 دسامبر در 81 سالگی درگذشت.
بازی در این فیلم که به دلیل خود داری "مارلون براندو" از ایفای نقش "لاورنس عربی" برای "پیتر اوتول" ممکن گردید، همانگونه که کارگردان آن "دیوید لین" پیش بینی می کرد، سرآغاز ماجراهای بزرگ و پیش بینی نشدنی برای هنرپیشه آن بود. هفت اسکاری که این فیلم سه ساعت و نیمه گرفت این پیش بینی را ممکن ساخت.

فیلم "لارونس عربی" برای "پیتر اتول" تبدیل به یک مقطع تاریخی در زندگی او شد چرا که پیش از آن، به نظر نمی رسید جوانی که در ایرلند به دنیا آمد و در "لیدز"، در شمال انگستان، بزرگ شد و در 14 سالگی مدرسه را ترک کرد، بتواند فرماندهی لشگری را در دشت های بزرگ به دست بگیرد.
"پیتر اتول" پس از ترک مدرسه به کار دستیاری یک عکاس سرگرم شد و سپس خدمت سربازی خود را درنیروی دریائی گذراند. کششی که به تآتر داشت او را براین واداشت که تلاش به گرفتن بورسی برای تحصیل در آکادمی سلطنتی هنرهای دراماتیک بکند. آموزشی که به او امکان داد سر از گروه بسیار ارزشمند تآتر "رویال شکسپیر کمپانی" در آورد و در آن در بیش از 60 نقش ظاهر شود.
متأسفانه "پیتر اتول"، غول صحنه تآتر، این استعداد بزرگ خود را در سینما چندان به کار نگرفت و نقش های وی از جمله در چند فیلم وحشتناک، بحث بر انگیز شد.
"پیتر اتول" که نمی توانست از مصرف زیاد الکل دست بردارد، در سال 2012 با صحنه بدرود گفت.
او که پول بسیاری برای بازی در فیلم "لاورنس عربی" به دست آورده بود و بیشتر آن را درهمراه با "عمر شریف" هنرپیشه بنام دیگر، در کازینوهای خاورمیانه از دست داده بود، در پاسخ به یک خبرنگار که از او می پرسید این نقش و حضورش درسینما چه چیزی برای وی به ارمغان آورده ؟ گفته بود : یادگرفتن شتر سواری !!
"جون فونتن" ، هنرپیشه ای که هیچکاک کشفش کرد نیز پس از عمری طولانی در 96 سالگی چشم از جهان فرو بست.
نام او و خواهرش "اولیویا دو هاویلند" هنرپیشه بزرگ دیگر هالی وود شاید برای جوانان امروزی معنائی نداشته باشد اما نگاهی به کارنامه سینمائی آنها و حضورشان در فیلم های مهم تاریخ سینما، آشنائی با آنها را لازم می کند.
"

جون فونتن" که در سال 1917 در ژاپن و از والدینی انگلیسی به دنیا امد، همراه با آنها در آغاز جوانی در کالیفرنیا ساکن شد و همراه با خواهرش تلاش بر آزمایش بخت خود در هالی وود نمودند. توصیه های مادرشان که او نیز در گذشته هنرپیشه بود به کمک آنها شتافت و "جون فونتن" توانست در سال 1937 نقشی در کنار "فرد آستر" در فیلم "دختر سراسیمه" پیدا کند. اما "هیچکاک"، سینماگر مهم بریتانیائی، با دادن نقش نخست به او در نخستین فیلم آمریکائی اش "ربه کا"، در سال 1940، وی را به معروفیت خواهرش برساند که در فیلم "بر باد رفته" در خشیده بود.
نامزد شدن برای جایزه اسکار، برای ایفای نقش "ربه کا" و گرفتن این جایزه یک سال بعد برای فیلم دیگر "هیچکاک" ، "ظن" ، سر اغاز راهی شد که طی آن "جون فونتن" در حدود 50 فیلم بازی کرد که در میان آنها می توان از "جین ایر"، به کارگردانی "رابرت استیونسون" در سال 1944، "نامه ای از یک زن ناشناس"، ساخته "ماکس اوفولس"، در سال 1948 ، "والس امپراتور"، ساخته "بیلی وایلدر" در سال 1948 ، "ایوانوئه" ساخته "ریچارد ثورپ" در سال 1952 و "اتللو"، ساخته "اورسن ولز" در سال 1952 ..نام برد.
"جین فونتن" که به خلبانی بسیار علاقمند بود و چهار بار ازدواج کرد و دو دختر داشت که یکی را در "پرو" به فرزندی پذیرفته بود، پس از سینما به تلویزیون، تآتر و کاباره رو آورد و به مدت چهل سال هم با خواهر خود "اولیویا دو هاویلند" قهر بود.
اختلاف این دو بر کسی پوشیده نبود چرا که وقتی در مراسم جوایزی شرکت می کردند، یکدیگر را نادیده می گرفتند.
از این رو "جون فونتن" می گفت : "من پیش از اولیویا" ازداواج کردم، پیش از او اسکار گرفتم و اگر پیش از او بمیرم ، او بدون شک بسیار خشمگین خواهد شد چون در انجا هم او را شکست داد ه ام."
"اولیویا دو هاویلند" هنوز زنده است و در پاریس زندگی می کند!!

"قابلمه ناهار خوری"

نخستین فیلم بلند "ریتش باترا"ی هندی، "قابلمه ناهار خوری" که در فستیوال کن امسال مورد توجه قرار گرفت، به روی پرده سینما ها آمد.
پیش از هر چیز در مورد نام فیلم "قابلمه ناهار خوری"، سخنی بگوئیم که از پدیده ای صحبت می کند که حکایت از دیر پائی نظم سنتی در جامعه ی مدرن شده هند دارد.
این "قابلمه های ناهار خوری" توسط پیک هائی به صاحبان آنها بر سر کار رسانده می شود که "دابا والاس" نامیده می شوند و بیشتر آنها بی سواد هستند. این صنف اما یک سیستم خاصی برای خود درست کرده که بر مبنای مطالعه ای که دانشگاه "هاروارد" انجام داده، امکان حتا یک مورد اشتباه روی یک میلیون را نمی دهد....
"ریتش باترا" از این وسیله خوراک رسانی به عنوان خط رابط فیلم بسیار خوش ساخت و تأثیر گذار خود استفاده کرده است.
در فیلم "قابلمه ناهار خوری"، ما "ساجان" (عرفان خان) را می بینیم که حسابدار تلخ و بسیار دقیقی است که در آستانه رفتن به بازنشستگی است. او که همسر خود را به تازگی از دست داده و در دنیای یک نواخت خود غرق است، روزی یک "قابلمه ناهار خوری" را اشتباهی دریافت می کند که در آن غذاهای بسیار خوشمزه ای قرار داده شده بود.
ازسوی دیگر زن جوانی به نام "ایلا" (نیمرات کائور) را می بینیم که در حال سازمان دادن زندگی محدود خود در چارچوب خانه اش است و شوهرش به او توجهی نمی کند. او بدون این که بداند که این اشتباه رخ داده مورد انتقاد شوهرش قرار می گیرد که می گوید از خوردن همه روزه کلم خسته شده است.
سرانجام روزی نامه ای در این "قابلمه ناهار خوری" خالی به دستش می رسد که از شور بودن غذا شکوه می کند. پاسخ به این شکوه و ادامه این نامه نگاری ها این دو را به یکدیگر نزدیک می کند.
در این میان، کارمندی نیز وارد زندگی "ساجان" می شود که قرار است جای او را بگیرد و این ماجرا هم رخوت زندگی "ساجان" را بر هم می ریزد.
فیلم "قابلمه ناهار خوری" از این نظر با فیلم های دیگر هندی اختلاف پیدا می کند که نه "بالی وودی" است و نه در رده فیلم های کم شمار "مولف" این کشور قرار می گیرد که بیشتر از کندی و ایراد های بازی ویا دیالوگ رنج می برند.
این فیلم باظرافت خاص، زندگی دو فرد معمولی را بدون رنگ و لعاب زیاد وبه شکل طبیعی نشان می دهد. بازی خوب همه شخصیت ها ، ضرب آهنگ، کادر فیلم وبه ویژه پایان آن از فیلم "قابلمه ناهار خوری" فیلمی می سازند که هم تماشاگر را آگاه می کند و هم او را متأثر می سازد.

"همه چیز از دست رفت" اما نه برای "رابرت رد فورد"

"

رابرت رد فورد"، بت جوانان یا زنان 20-30 سال پیش، در 76 سالگی هنوز نه تنها جذبه خود رااز دست نداده، بلکه کماکان چه با فیلم های خود ویا فیلم های دیگران در جهت تعهد نسبت به طبیعت ویا پیروز شدن بر ترس ها و خود را نباختن در شرایط دشوار حرکت می کند.
او که در فیلم تک هنر پیشه ای "همه چیز از دست رفت"، ساخته "جی.سی چاندور" با کشتی ای شکسته در امواج دریا گرفتار آمده با توفان سختی نیز روبرو می شود، علیرغم سن خود به خوبی از پس صحنه های خسته کننده مبارزه با ناملایمات طبیعت که هر آن خطر مرگ را برای او پیش می آورد، بر می آید. ناگفته نماند که توانائی کارگردان در ساختن فیلمی اضطراب آمیز که افتی ندارد و"پیر مرد ودریا" را به یاد می آورد، سبب می شود، علیرغم فضای محدود و نبود هنرپیشه ای دیگر، تماشاگر با شخصیت فیلم و ماجراهایش همراه شود.
"رابرت رد فورد" این فیلم کم بودجه ای را (5 میلیون دلار) یک فیلم رادیکال می داند که برخلاف دیگر فیلم های پر از سر وصدا، ترفند و انفجار، رابطه ای مستقیم با تماشاگر بر قرار می کند.
گرچه با دیدن این فیلم همه متوجه می شوند که این فیلم روی خود رابرت رد فورد زوم می کند، اما او خود را یک بت نمی داند و می گوید نباید پیروزی آنچنان در زندگی یک شخص اهمیت پیدا کند که او را زندانی سازد.
"رابرت رد فورد" که به مناسبت نمایش این فیلم در پاریس به سر می برد، در گفتگوهای خود با روزنامه نگاران به رابطه خود با فرانسه اشاره کردو گفت در سفرش به پاریس در سال 1957 برای آموختن هنرهای زیبا و رشته نقاشی، در این شهر ودر برخورد با دانشجویان دیگر، به بی سوادی سیاسی- اجتماعی خود پی برد. او که با دانشجویان بی پول در ساختمانی زندگی می کرد که سقفش پس از حملات جنگ جهانی دوم هنوز تعمیر نشده بود و شاهد تب دیگران در انتظار بازگشت دوگل بود، از این کاستی خود شرمنده شد و به سیاست توجه کرد تا بتواند در بحث های آنان شرکت کند. این سیاسی شدن به او امکان داد چیزهای بیشتری در مورد کشورش دریابد.
"رابرت رد فورد" می گوید که هم میهنانش هنوز هم نسبت به سیاست بی توجه هستند و رفتار کنگره آمریکا را در پیوند با طرح های پیشرو را توهین به آنها توصیف نمود. او می گوید نمایندگان این کنگره همه در فکر منافع خود ویا کمک به شکست اوباما هستند. "رابرت رد فورد" این اوضاع را خطرناک دانست و گفت این گونه به نظر می رسد که مردان سیاسی ناشایست و پر از نفرت در حال پیروزی در آمریکا هستند.
"رابرت رد فورد" همچنین از باراک اوبا انتقاد می کند که می خواهد همه را راضی نگهدارد و مرد میانه است در حالی که جمهوری خواهان تند رو هستند.. در چنین شرایطی، به یک مرد مبارز نیاز هست.
"رابرت رد فورد" فاش کرد که به زودی در یک کمدی همراه با "نیک نولته" بازی خواهد کرد.
گفتنی است که فیلم "همه چیز از دست رفت" در بخش غیر مسابقه ای فستیوال کن به نمایش درآمد.

"گوژپشت نتردام"

نمایش موزیکال "گوژپشت نتردام" که هم اکنون و دست کم تا روز سوم ژانویه 2014 در تآتر بسیار زیبای "آنتوان" در پاریس بر روی صحنه است، نمایشی است گه 50.000 کودک و والدینشان آن را از سه سال پیش در تآترهای مختلف دیده اند.
این بار هم این نمایش بر گرفته از یکی از آثار ویکتور هوگو، که تآتر و کمدی موزیکال و کمدی دل آرته را در هم می آمیزد، با دلقک بازی پیش از آغاز نمایش و همراه کردن کودکان با نمایش و نیز جنبه تفریحی خود به بزرگتر ها هم لذت می بخشد.
برای کسانی که ماجرا را فراموش کرده اند باید گفت که "فرولو" یکی از حاکمان پر قدرت شهر که "گوژپشت نتردام" را در خدمت خود دارد چون او را در بالای کلیسای نتردام جا داده و نواختن زنگ آن را به وی سپرده، عاشق "اسمرالدا" یک دختر کولی است که این دختر خود دل به "فه بوس" جوان سپرده است.
"فرولو" که می خواهد به هر ترتیبی شده "اسمرالدا" را به چنگ بیاورد، در این کار خود شکست می خورد چون "کازیمودو" یا همان "گوژ پشت نتردام" بر علیه زور گوئی های صاحبش بر می خیزد.
سخنی هم درباره تآتر زیبای آنتوان بگوئیم که در شمال شهر پاریس قرار دارد و در سال 1866 گشایش یافته است.
در قرن بیستم شماری ریاست این تاتر را بر عهده گرفتند اما در سال1888 بود که "آندره آنتوان"، هنرپیشه تآتر، به ریاست آن در آمد و به شماری از نمایش نامه نویسان خارجی از جمله "تولستوی" و "ایبسن" امکان داد نمایش های خود را در آنجا به روی صحنه بیاورند. از این رو بود که این تآتر نمایش نامه نویسان پیشرو و مدرن را به علاقمندان به تآتر شناساند.
این تآتر سپس به همین راه ادامه داد وشماری از درام نویسان مهم آن دوران را شناساند ونمایش هائی را به روی صحنه آورد که از گونه گونی برخوردار بودند و در چارچوپ قواعد خشک تآتر نمی گنجیدند.

انواع موسیقی های نوئل

سه روز دیگر نوئل یا کریسمس از راه می رسد. در مورد موسیقی در پیوند با این جشن باید گفت که برخلاف آمریکا که همواره به تولید ترانه های مربوط به عید کریسمس می پردازد، در فرانسه هنوز "پاپا نوئل کوچک" که درسال 1946 آفریده شد و "تینو روسی"، خواننده خوش صدای اهل جزیره کرس آن را اجرا کرد، چندان به موسیقی نوئل توجهی نشده اکثر خوانندگان یا به اجرای ارآنژمان های تازه ای از یکی دو ترانه مربوط به کریسمس می پردازند یا ترانه های آمریکائی را به زبان فرانسه و گاه نیز به انگلیسی اجرا می کنند. و وقتی هم که به ندرت میخواهند ریتم دیگری به آن بدهند کلمات آن را عوض کرده طنز آمیزش می کنند.
یکی دیگر از ترانه هائی که از کودک تا نوجوان و طبیعتأ مسن تر ها آن را در فرانسه به خوبی می شناسند .ترانه "کاج زیبای من است" که آنهم باز در آغاز توسط "تینو روسی" اجرا گردید و سپس شماری آن را به سبک های دیگر ارائه نمودند.
برخلاف آمریکائی ها ترانه های مر بوط به نوئل در فرانسه چندان در ورژن های گوناگون هم اجرا نشده اندو در مجموع اگر تغییری هم در کار بوده بیشتر بین تک خوانی و اجرای چند صدائی آن است. از جمله ترانه "شب ارام" است که موسیقی آن از ترانه "شب مقدس" انگلیسی گرفته شده است.
البته نباید فراموش کرد که در آمریکا نیز برخی از قطعات مربوط به کریسمس بسیار کهن هستند و در واقع هنوز هم آنها هستند که بیش از ترانه های دیگر در زمان کریسمس از رادیو ها و رسانه ها شنیده می شوند. از جمله آنها "جینگل بلز" (صدای زنگها) ست که با اجراها و سبک های مختلف موسیقی اجرا شده اکثر خواننده های مهم دست کم یک آلبوم ویژه ترانه های کریسمس منتشر کرده اند. از جمله آنها "فرانک سیناترا" ست که به تنهائی و یا در ترانه های دو صدائی ازجمله با "بینگ کرازبی" این ترانه را اجرا کرده است.
جازمن ها هم آنرا فراموش نکرده اند و هر کدام در موقعیت های مختلف آن را به سبک جاز به اجرا در آورده اند.
موسیقی راک، پاپ و حتا "متال" هم از "جینگل بلز" چشم پوشی نکرده اند و به اجراهائی دست زده اند که به ویژه در نوع "متال" آن بیشتر دلخراش است و هیچ هم خوانی با موسیقی چنین شبی ندارد و به احتمال زیاد هدف دور شدن از راههای از پیش تعیین شده و تحریک بوده تا چیزی دیگر.
به سوی ریتم دلچسب ترو شادتری چون "سالسا" برویم و به ورژن دیگری از "جینگل بلز" گوش کنیم که با عادات و طبیعت مردم آمریکای لاتین جور در می آید که بدون رقص نمی توانند زندگی را سر کنند. پس هر ترانه و یا قطعه ای را که برایشان دلنشین باشد به یکی از ریتم های مهم خود که"سالسا"ست بر می گردانند تا بتوانند بهتر رقص و پایکوبی کنند.
با اینکه سالسا یک رقص قدیمی است اما در حال حاضر بیش از رقص های قدیمی دیگر چون مامبو و چاچاچا رایج است. با این وجود این مانع نشده که "جینگل بلز" با ریتم مامبو اجرا نشود.
برای شنیدن این قطعات می توانید به ورژن رادیوئی این برنامه گوش کنید.
 

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید