دسترسی به محتوای اصلی
راهِ ابریشم

از تهران تا بهشت

صدا ۱۶:۴۹
توسط : شهلا رستمی
۳۳ دقیقه

آیا در دل کویر همان هیاهو و غلغله برپاست که در شهر بزرگی چون تهران لمس می شود؟ آیا تهران دوزخ است و کویر بهشت؟ یا هردوی این ها تابع یکدیگر می شوند و از دردهای مشترک رنج می برند؟

تبلیغ بازرگانی

این شاید نخستین پرسش اساسی باشد که فیلم "از تهران تا بهشت"، دومین فیلم بلند داستانی "ابوالفضل صفاری" کارگردان جوان ایرانی در ذهن بیننده مطرح می سازد.
فیلم "از تهران تا بهشت"، پس از مونترآل و سیدنی، در فستیوال فیلم روتردام که چند روز پیش به پایان رسید، در بخش "فوکوس بر سینمای جهان" این فستیوال شرکت داشت.
فیلم با صحنه ای در کویر آغاز می شود و ما زن جوانی را می بینیم که در توفان شن پیش می رود.
سپس دوربین به شهر باز می گردد و ما همان شخصیت را پشت فرمان ماشین می بینیم که به خانه اش می رود و می بیند

گفت‌و‌گو با ابوالفضل صفاری

همه چیز به هم ریخته است. تنها چیزی که نظرش را جلب می کند، یادداشتی بر روی یخچال است که بر روی آن نوشته شده "من رفتم به بهشت" !!
از آنجاست که ماجرا آغاز می شود و زن جوان که ربوده شده و ظاهرأ به او تجاوز کرده و کتکش هم زده اند در کنار یک شاهراه رها می شود.
او پیگیری را رها نمی کند و به جستجوی شوهرش و فهمیدن ماجرا بر می آید. این پیگیری او رابه کویر می رساند و در آنجاست که می بینیم چه چیزهائی در زیر زمین می گذرد.
فیلم با ضرب آهنگ یک فیلم جنائی-پلیسی پیش می رود اما گرچه در عین حال به معضلات جامعه، از جمله دستفروشانی که همه جا هستند، کیف زنی، مواد مخدر واین که دائم پلیس و ماموران انتظامی در حال پیگرد کسی هستند، هم اشاره دارد.
از ابوالفضل صفاری پرسیدم آیا هدفش تلنگر زدن به مسائل سیاسی واز ورای آن به مسائل زیست محیطی بوده یا نه وچرا به این داستان پرداخته است ؟

گفتنی است که درفستیوال امسال شهر رتردام، فیلم های ماهی و گربه، ساخته "شهرام مکری"، "دست نوشته ها نمی سوزند"، ساخته محمد رسولف و "خانه نیست"، ساخته "شهربانو سادات" نیز در بخش های مختلف شرکت داشتند.

پیروزمندان بخش سینمای ایران فستیوال فیلم فجر

جوایز جشنواره‌ی فیلم فجر در روز22 بهمن در حالی اعلام شد که فیلم «عصبانی نیستم»، ساخته "رضا درمیشیان"، به درخواست تهیه‌کننده آن و به دلیل "حفظ آرامش سینما" خود را از داوری کنار کشید.
فیلم های "رستاخیز"، ساخته احمدرضا درویش و "چ"، ساخته ابراهیم حاتمی کیا بسیاری از جوایز را از آن خود کردند.
فیلم "رستاخیز"، فیلم پرخرج سینمای ایران که ماجرای عاشورا را به تصویر می کشد، ظاهرأ می خواهد با فیلم های پر فروش جهان رقابت کند. از این رو شماری بازیگراز چند کشور در آن نقش آفرینی می کنند و "استوین واربک"، سازنده موسیقی برنده جایزه اسکار و نیزشمار چشم گیری از عوامل حرفه ای سینمای ایران در ساخت آن شرکت داشته اند. این فیلم، پس از بیش از پنج سال تلاش به جشنواره فجر امسال رسید و طبیعتأ نقدهای بسیاری را هم به دنبال داشت. شماری منتقد بر آن تاختند و از نبود انسجام روایت وضعف های آن صحبت کردند وتک وتوکی نیز از آن با حفظ جوانب دفاع کردند.
فیلم رستاخیر سیمرغ های بلورین بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای بابک حمیدیان، بهترین موسیقی متن برای "استفان واربک"، بهترین فیلم‌برداری برای حسین جعفریان، بهترین طراحی صحنه و لباس برای مجیدمیرفخرایی، بهترین جلوه‌های ویژه میدانی برای حمیدرضا سلیمانی، را کسب کرد.
فیلم "چ" سیمرغ های بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را برای بابک حمیدیان، بهترین جلوه‌های ویژه میدانی را برای حمیدرضا سلیمانی، بهترین جلوه‌های ویژه بصری را برای سیدهادی اسلامی برای، بهترین صدای فیلم و صدابردار را برای بهمن اردلان و سیدعلیرضا علویان ، بهترین تدوین را برای مهدی حسینی‌وند و جایزه ویژه نگاه ملی را برای بنیاد سینمایی فارابی برای تهیه‌کنندگی این فیلم به ارمغان آورد.
سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مردبه رضا عطاران برای فیلم "طبقه حساس" و بهترین بازیگر زن به مریلا زارعی برای بازی در فیلم "شیار143 " داده شد. شیار 143 همچنین جایزه ویژه هیات داوران و سیمرغ مردمی را از آن خود کرد.
سیمرغ بلورین بهترین فیلم‌نامه به بهروز افخمی برای فیلم "آذر، شهدخت، پرویز و دیگران" رسید.
دیپلم افتخار بهترین موسیقی متن به کارن همایونفر برای فیلم "
همه چیز برای فروش" داده شد.

در بخش مستند، سیمرغ بلورین بهترین فیلم مستند به فیلم "خاطراتی برای تمام فصول" و بهترین کارگردانی به محسن استادعلی برای فیلم "جایی برای زندگی" داده شد .
هیات داوران همچنین جایزه ویژه خود رابه مجتبی میرتهماسب برای فیلم "6 قرن و 6 سال" دادند.
بخش نگاه نو سیمرغ بلورین بهترین فیلم خود را به نوید محمودی برای فیلم "چند متر مکعب عشق" داد. این فیلم سیمرغ بلورین بهترین فیلمبرداری ونیز بهترین سناریو را ربود.
جایزه ویژه هیأت داوران این بخش به هومن سیدی برای فیلم «سیزده» تعلق گرفت.
بر مبنای خبرها، به هنگام پخش مستقیم و زنده مراسم پایان جشنواره فیلم فجر از تلویزیون، هرگاه سخنانی انتقادی از سوی حضار مطرح می شد، پخش زنده قطع می شد.

استعفای عزت‌الله انتظامی از خانه هنرمندان ایران و خانه تئاتر

عزت‌الله انتظامی، بازیگر سینمای ایران با انتشار نامه‌ای کناره گیری خود را از شورای عالی خانه هنرمندان ایران و هیات مدیره خانه‌تآتر اعلام کرد.
عزت اله انتظامی در سخنان خود در این پیوند به روزنامه نگاران گفت: "حضور در خانه هنرمندان و خانه تآتر برایم راضی کننده نبود."
او با انتقاد ار شرایط موجود، در بخشی از توجیهات خود می گوید : "از آنجا که فضای کنونی سبب شده تا خستگی این سال ها به تن سالخورده ام بماند، استعفای خود را از خانه تآتر و خانه هنرمندان ایران اعلام می دارم.... در شرایط فعلی و با مشکلاتی که در حال حاضر در حوزه هنر و تآتر وجود دارد نمی توانم به همکاری خود ادامه بدهم. و به همین علت صلاح را بر این دیدم که دیگر به فعالیتم ادامه ندهم"
وی در پیوند با استعفای خود از شورای عالی خانه هنرمندان و هیات مدیره خانه تآتر و ربط آن با استعفای وی در سال گذشته از خانه هنرمندان ، گفت :" من سال گذشته از خانه هنرمندان استعفا دادم اما همیشه در خانه تآتر بوده ام، اما شرایط این دو حوزه در حال حاضر فرقی با یکدیگر ندارد و من با نارضایتی از این وضعیت کنار آمدم.
با مشکلاتی که پیش‌رو است نمی‌توانم با صداقت کارم را ادامه دهم. تاکنون هم بدون هیچ دستمزدی فعالیت می‌کردم اما مسائلی پیش آمده که دیدم نباشم‌، بهتر است."
عزت اله انتظامی از ابتدای تاسیس خانه هنرمندان ایران در اواخر دهه 1370 خورشیدی عضو و نایب رییس شورای عالی آن بوده است. اوهمچنین از پایه‌گذاران موزه سینما نیز هست و در این پیوند می گوید به فعالیت خود در این موزه ادامه خواهد داد.
عزت اله انتظامی در این باره می گوید: "در حال حاضر عضو هیات‌امنا،‌ رئیس هیات مدیره و عضو هیات مدیره موزه هستم و خیلی‌ها به خاطر من به آنجا آمدند و در حال حاضر هم ترجیح می‌دهم موزه سینما تنها جایی باشد که با آن همکاری می‌کنم."
عزت اله انتظامی که چندی پیش به دلیل آلودگی هوا و مسائل تنفسی ناشی از آن در بیمارستان بستری شده بود، در سخنان خود گفت : " تنفس‌ام خوب نیست‌و داروهای زیادی مصرف می‌کنم و تنها راه بهتر شدنم این است که از تهران بروم."

"نیمفومانیای 2" موضع رادیکال "لارس فون تریر" را تثبیت نمود

نیمفومانیای 2 هم به روی پرده سینما ها آمد واین بخش بیشتر بر توانائی کارگردان آن، "لارس فون تریر"، صحه گذاشت و موضع رادیکال او را پر رنگ تر نمود.
در بخش نخست فیلم "نیمفومانیا" ، "لارس فون تریر" اوریژینالیته چندانی از خود نشان نداد. چون بازگو کردن داستان زندگی قهرمان زن و "فلاش‌بک"ها هیچ پدیده ای تازه نیست . آمیختن سیاه و سفید و رنگ هم همچنین. حتا سکسی هم که شاید شماری را برای دیدن این فیلم به سینما کشانده باشد، به دلیل جنبه کلینیکی و سرد آن از این فیلم یک فیلم سکسی نمی ساخت. از این رو گاه کسل کننده نیز می شد.
نیمفومانیا"،همانگونه که ازنامش بر می آید، ماجراهای زنی را به تصویر می کشد که نیاز جنسی‌اش بیش از حد است.
این زن را در آغاز فیلم، در یک شب سرد زمستانی، زخمی و کبود، در پس کوچه ای در حال بیهوشی بر زمین می بینیم. مردی مسن که از آنجا می گذرد، او را می یابد و به خانه اش می برد. زخم های او را پانسمان می کند و از او می خواهد ماجرای زندگیش را تعریف کند.
زن که نقشش را "شارلوت گنزبورگ"، هنرپیشه فرانسوی بازی می کند که پیش تر در فیلم "آنتی کریست" جنجالی "لارس فون تریر" بازی کرده بود، به کودکی و جوانی خود باز می گردد و به تدریج ماجراهای خود را با مردانی که با آنها رابطه داشته تعریف می کند. نقش دوران جوانی این شخصیت را "استیسی مارتین" اجرا می کرد. اما در "نیمفومانیای 2"، "شارلوت گنزبورگ"، به خوبی تن به دیدگاه پیچیده "لارس فون تریر" از انسان و ماوراء انسان می دهد دو درون این شخصیت جا می گیرد. برخلاف همه کسانی که "لارس فون تریر" را زن ستیز می دانند، من تصور می کنم که او بیشتر به تآثیرات منفی اخلاق اجتماعی وفشار زیاد بر زنان می پردازد. در این فیلم، خشونت ها به جز دو صحنه چندش آور، خشونت برخاسته از نیاز، احساس گناه و جوشش درونی شخصیت،بیشتر از راه کلام بیان می شود. یعنی اعترافات این زن و اصطلاحات و گزیده هائی از کتابها و اندیشه های فلسفی و مذهبی که توسط مرد شنونده در برابر آنها قرار داده می شوند، حاوی خشونت بسیار هستند.

شماری که می گویند از فیلم آخر "لارس فون تریر" شوکه شده اند، بیشتر به این سبب است که او طبیعت چرکین انسان را پیش چشمان همه می گذارد و بسیاری نمی خواهند در آینه وی زشتی های نهفته درضمیر خود آگاه و ناخود آگاه شان را ببینند. به ویژه اگر صحبت از زن و تمایلات او برود.
طبق معمول فیلم های "فون تریر" و شناخت و علاقه او به موسیقی کلاسیک، ما اثار "باخ" را بسیارمی شنویم و سرانجام "لارس فون تریر" با پایانی تا حدی غافلگیر کننده، به شکلی خلاقانه فیلم خود را پایان می برد.
گفتنی است که نسخه سانسور نشده این فیلم که پنج ساعت طول می کشد، در جشنواره فیلم برلن به نمایش در آمد.
"کلوب خریداران دالاس" درسی از پشتکار برای زنده ماندن
"ژان مارک واله" با فیلم "کلوب خریداران دالاس"، که بر پایه یک داستان واقعی ساخته شده، یک "کابوی" سرکش را به تصویر می کشد که در سال 1986 ، به ایدز مبتلا می شود و برای زنده ماندن می جنگد. او در این راه از همه افراط هائی که در زندگی دچارش بود، یعنی مواد مخدر، سکس و الکل، به کلی پرهیز می کند و درحالی که پزشگان به او 30 روز بیشتر مهلت زنده ماندن نمی دادند، به کمک پزشگی که از راههای غیر متعارف بیمارانش را درمان می کند، با مرگ به مبارزه بر می خیزد و به دیگر بیماران هم این امکان را می دهد که زمان بخرند.
در این فیلم که نامزد 6 جایزه اسکار شده، کارگردان از ارائه فیلمی سرشاراز احساسات رئوف و انسان دوستانه پرهیز می کند و از "ران وود روف"، شخصیت مبتلا به ایدز، یک قدیس ویا شیطان فرشته شده نمی سازد که می خواهد گناهان خود را بخرد.
فیلم با ضرب آهنگی مناسب پیش می رود و علیرغم این که به جای 40-50 میلیون دلار، 4.5 میلیون دلار خرج برداشته چون با دوربین سر شانه و بیشتر در نور روز فیلمبرداری شده، به دلیل شخصیت پردازی درست و پرهیز از دوباره گوئی و تآکید بیش از حد بر صحنه ها، به خوبی به هدف خود می رسد که آگاه کردن، بدون دادن درس اخلاق و لزوم تحمل غیر برای آرامش اجتماعی است.
در این فیلم که طی 28 روز فیلم برداری شده، ما با دوبخش روبرو هستیم . یکی بخش نخست، یعنی زمانی که شخصیت فیلم، که بسیار ماهرانه توسط " ماتیو مک کاناهی" ایفا شده که 25 کیلو گرم وزن برای ایفای این نقش از دست داده، نمی خواهد بپذیرد که ایدز گرفته است. اما با سپری شدن روزها به خود می گوید اگر درست باشد چه بکند ؟
در آنجاست که ما وارد بخش دوم فیلم، یعنی بخش مبارزه با سرنوشت می شویم که طی آن شخص محکوم به نابودی، به پژوهش می پردازد و از همه راهها آگاهی بسیاری در مورد بیماری خود، کند کردن پیشرفت آن و پی بردن به امکانات تازه پیدا می کند.
فیلم نه تنها از این مبارزه بی نظیر سخن می گوید بلکه به لابراتوآرهای دارو سازی و یک بعدی بودن پزشگان نیز می تازد که ابائی از مردن افراد ندارند و تنها آن چیزی مد نظر شان است که یا پول برایشان به ارمغان می آورد و یا در چارچوب پروتوکل درمانی قرار می گیرد.
یکی دیگر از پیامهائی که فیلم، نه به شکل پند، بلکه به شکل ناخود آگاه می دهد این است که هر کس می تواند سرنوشت خود را به دست بگیرد و با پرهیز از جهالت و چموشی، حتا ایدز را هم به گونه ای مهار کند.
گفتنی است که "جیرد لتو"، در نقش یک ترانسکسوئل آلوده به ویروس ایدز به موفقیت این فیلم کمک شایانی می کند. او چندی پیش جایزه "گولدن گلوب" را برای ایفای بهترین نقش دوم مرد ربود.

جایزه خرس طلای فستیوال برلن برای "کن لوچ"

جایزه خرس طلای فستیوال برلن در روز پنج شنبه به "کن لوچ" کارگردان بزرگ انگلیسی، برای یک عمر دست آورد هنری داده شد. این جایزه را "ییری منزل" کارگردان چک به دست او سپرد.
پس از دادن این جایزه، فیلم "سنگ می بارد"، ساخته سال 1993 به نمایش در آمد که در آن "کن لوچ" داستان یک مردی را به تصویر می کشد که علیرغم بیکاری برای حفظ حیثیت خود تلاش می کند و در صدد یافتن پول لازم برای خریدن لباس غسل تعمید دخترش است.
در این فیلم نیز "کن لوچ"، به طبقه کارگر وفقیر و مشکلاتی که آنها در جامعه دارند می پردازد و باز هم به عادت همیشگی خود، پس از نشان دادن سیاهی ها ی زندگی، با بارقه ای از امید آن را به پایان می برد.

شخصیت "شارلو" صد ساله شد

در روز 7 فوریه سال 1914، فیلم کوتاهی به نام " شارلو از خودش راضی است"، ساخته " هنری لهرمان" به نمایش در آمد که شخصیت شارلو ی سرگردان را با شلواری گشاد، عصا وکلاهش نشان می داد. به مناسبت صد سالگی این شخصیت، شماری رخداد امسال در "هنگ کنگ"، "وین"، آلمان و اسپانیا پیش بینی شده است.
در شهر "لوزان"، موزه "الیزه" این شهر 29 فیلم را نشان می دهد که این شخصیت نقش اصلی آنها را داشته است.
شماری کتاب و دی وی دی فیلم های چارلی چاپلین هم باردیگر دوباره چاپ و روانه بازار شده اند.
در این پیوند خبری منتشر شد که در آن گفته می شود که یک رمان ویا در واقع تنها کتابی که "چارلی چاپلین" در زندگی اش نوشته، در آرشیو سینماتک شهر "بولونیا" پیدا شده است. این کتاب به مناسبت همین صد سالگی "شارلو" منتشر گردید.
این کتاب که " فوت لایتس" نام دارد و در لندن رونمائی شد، در سال 1948، چهار سال پیش از ساختن فیلم بنام "لایم لایت"، نوشته شده است.
گفتنی است که 114 سال پيش، در روز 16 آوريل 1889 ميلادي «سرچارلز اسپنسر چاپلين» معروف به چارلي چاپلين، نابغه عالم سينما در شهر لندن، درخانواده ای فقیر به دنيا آمد. چارلي در سن 5 سالگي، پس از این که یک بطری از سوی تماشاچیان به سر مادرش پرتاب شدو اورازخمی کرد، به روی صحنه رفت و تماشاچیان را سرگرم نمود. او به سرعت شهرت يافت ودر سال 1925 ميلادي، فيلم «لايم لايت» را کارگرداني کرد. فيلم هاي چاپلين به سبب تجربه فقر زیاد در زندگی خود او وحساسیتش نسبت به زندگی کارگران و محرومان اجتماع، آميخته اي از اندوه، انتقادات جسورانه و عشق به انسانيت را به تصویر می کشند. مشهورترين آنها جويندگان طلا، زندگي سگي و ديکتاتور بزرگ هستند.

 

پیروزیهای موسیقی

برنامه اعطای جوایز "پیروزی های موسیقی" که برای 29 امین بار برگزار می شد، شب گذشته ، بدون هیچ سورپریزی، سه جایزه خود را برای بهترین آلبوم، ویدئو-کلیپ "فورمیدابل" و بهترین هنرمند مرد، نصیب "استرومائه" خواننده جوان بلژیکی نمود.
گفتنی است که شماری "استرومائه" را به گونه ای میراث دار "ژاک برل" خواننده فقید بلژیکی می دانند که اشعار ترانه هایش از عمق بسیاری برخوردار بود و مسائل اجتماعی و زندگی روزمره را هم در قلب خود قرار می داد.
و در حالی که انتظار می رفت "استرومائه" جایزه ترانه خاص را هم ببرد، مردم ترانه "20سال" "جانی هالیدی"، خواننده قدیمی و بزرگ موسیقی راک را برگزیدند.
برندگان دیگر، گروه " لا فم" (زن) برای شوی صحنه ای موفق آن و "وود کید" برای حضور خوب در صحنه بودند.
"ونسا پارادی" خواننده وهنرپیشه سینمای فرانسه به عنوان زن هنرمند سال برای آلبومش "لاو سانگز"(ترانه های عاشقانه) برگزیده شد.
جایزه بهترین آلبوم راک سال نصیب گروه"فنیکس" شد.

 

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید

این صفحه یافته نشد

صفحۀ مورد توجۀ شما یافته نشد.