دسترسی به محتوای اصلی
کتاب‌ها و اندیشه‌ها

نبرد اسرائیل و ایران، جنگ «فن‌آوری» است

صدا ۱۰:۴۵
آرم ارتش اسرائیل  TSAHAL
آرم ارتش اسرائیل TSAHAL

کتاب سارا پرز1، پژوهشگر جوان فرانسوی، در بارۀ «جنگ پشت پردۀ ایران و اسرائیل» چند هفته قبل از حصول توافق اتمی منتشر شده است. عبارت «جنگ فن‌آوری» که روی جلد آمده، تأکید نویسنده را بر اهمیت مبارزۀ الکترونیکی و دیگر وجوه فنی رقابت دو کشور نشان می‌دهد. هر دو طرف، تمام امکانات فنی و نیروهای زبدۀ خود را در این رقابت بی‌امان منطقه‌ای به کار گرفته‌اند.

تبلیغ بازرگانی

آیا رویارویی ایران و اسرائیل اجتناب‌ناپذیر است؟ آیا می‌توان از برخوردی فاجعه‌آمیز جلوگیری کرد؟
سارا پرز1 پژوهشگر جوانی است که کتاب خود را تحت عنوان «ایران-اسرائیل: جنگ فن‌آوری‌ها و پشت پردۀ آن1» در ماه ژوئن ۲۰۱۵، چند هفته قبل از امضای توافق اتمی منتشر کرده است.
سارا پرز که پایان‌نامۀ دکتری را در فرانسه نوشته و در اندیشکده‌های مرتبط با خاورمیانه به پژوهش مشغول است، اعتقاد دارد که جنگ و رقابت بین ایران و اسرائیل جدی است، بسیار هم جدی است. از نظر او این خطر همچنان وجود دارد که کار دو کشور به جنگ علنی کشیده شود.
اما سارا پرز در کتاب خود بیشتر بر وجه پنهان درگیری‌های دو کشور نظر دارد: رقابت تسلیحاتی، جنگ سایبری و قتل کارشناسان اتمی.
به نوشتۀ او اسرائیل اقدامات خود را برای مقابله با پیشرفت برنامۀ اتمی ایران از سال‌ها پیش آغاز کرده و در این راه، از میان برداشتن کارشناسان ایرانی را یکی از اهداف خود قرار داده است.
سارا پرز یادآوری می‌کند که در سال ۲٠١۲/١٣٩٠، بلافاصله بعد از ترور مصطفی احمدی روشن، معاون بازرگانی سایت هسته‌ای نطنز، محمدرضا رحیمی، معاون رئیس جمهور وقت ایران، اسرائیل و آمریکا را متهم کرد. احمدی روشن چهارمین کارشناس ایرانی بود که طی دو سال به قتل می‌رسید. اگرچه دولت اسرائیل رسماً در این باره اظهار نظری نکرد اما به نوشتۀ پرز، خرابکاری این کشور در برنامۀ اتمی ایران بدیهی است.

سارا پرز می‌نویسد: «موساد همیشه با پیام‌های خصوصی به عاملان و کارشناسان برنامۀ اتمی هشدار داده و آنان را از ادامۀ فعالیت برحذر داشته است. این نوع قتل‌‌ها از نظر اسرائیلی‌ها قانونی است و موساد فقط نقش مجری طرح را بر عهده دارد. تصمیم اصلی به عهدۀ رهبران سیاسی است. یک کمیسیون محرمانه به ریاست نخست‌وزیر و با شرکت مدیران سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی، مسئولان ارتش و مقامات وزارت دادگستری تصمیم نهایی را در مورد صدور حکم قتل می‌گیرد. در این جلسات، مسئولان قضایی می‌توانند از نگاه قانون، نابودی هدف تعیین‌شده را منع کنند و در عمل به مدافع آن تبدیل گردند».

از ترور تا جنگ سایبری

با اینحال سارا پرز می‌نویسد «نمی‌توان دانست که ترور کارشناسان ایرانی در تأخیر برنامۀ اتمی این کشور کارگر افتاده است یا خیر. همچنان که معلوم نیست طرح بمباران مراکز ایرانی به بایگانی‌ اسرائیل سپرده شده یا خیر»...
اما جنگ همه‌جانبۀ اسرائیل علیه ایران علاوه بر ترور کارشناسان، با فشارهای سیاسی و جنگ سایبری همراه است.
سارا پرز با نگاهی به گذشتۀ جمهوری اسلامی و تاریخچۀ تشکیل سپاه پاسداران و نیروی قدس، وظایف اصلی این نیرو را چنین توصیف می‌کند: جمع‌آوری اطلاعات، متزلزل کردن دولت‌ها یا رژیم‌های "دشمن"، تشکیل جنبش‌ها و سازمان‌های "انقلابی" اسلام‌گرا و تأمین مالی آنها، قتل هدف‌مند یا ترور مخالفان و برنامه‌ریزی سوءقصدهایی از قبیل آنچه که در سال ١٩٩۴ در مرکز یهودیان بوئنوس‌آیرس رخ داد...

سارا پرز می‌نویسد: «جنگ سایبری یکی از اصول دکترین نظامی اسرائیل است. گرچه اسرائیلی‌ها این نوع فعالیت‌ها را از دهۀ نود میلادی شروع کردند اما طی چند سال اخیر در آن تبحر یافته‌اند... از سال ۲۰۱۰، سازمان ضداطلاعات ارتش اسرائیل (آمان - AMAN) مهارت زیادی در این عرصه کسب کرده است. این سازمان با همکاری یکی از واحدهای موساد به اسم «کِشِت» (KESHET به معنای کمان) در انواع شنود و به ویژه شنود از طریق ماهواره تخصص یافته‌‌ است. استخدام هکرهای جوان که تعدادشان در میان اسرائیلی‌ها کم نیست، یکی از امتیازهای این سازمان است. از نظر مسئولان سیاسی اسرائیلی، مصونیت در برابر حملات سایبری و آسیب زدن به شبکۀ کامپیوتری رقیب، دو وجه یک استراتژی یگانه و منسجم است که در اجرای آن سازمان‌های اطلاعاتی، ارتش و شرکت‌های خصوصی اسرائیلی سهیم‌اند».

مزیت بزرگ جنگ سایبری پرهیز از آسیب‌های انسانی است. در جنگ سایبری معمولاً کسی کشته یا زخمی یا آواره و بی‌خانمان نمی‌شود. در این نوع جنگ، دشمن نامرئی است و حتی در بسیاری اوقات، حملات تا مدت‌ها و گاه برای همیشه از نظر پنهان می‌ماند.
در یکی از موارد معدودی که خبرهایی در بارۀ فعالیت‌های سایبری ارتش اسرائیل منتشر شد، ژنرال آموس یادلین، یکی از سران ضداطلاعات ارتش، اطلاعاتی را در اختیار رسانه‌های کشورش قرار داد. شاید هدف او از تأکید بر توان اسرائیل در اجرای حملات سایبری، هشداری ضمنی به دولت‌هایی چون جمهوری اسلامی بود.

در همان زمان، یعنی در سال ۲۰۱۰، ارتش اسرائیل ایجاد واحد «٨٢٠٠ جنگ سایبری2» را نیز اعلام کرد. سارا پرز این واحد را یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین واحدهای شنود الکترونیک (SIGIN)، نفوذ سایبری و کشف رمز می‌داند و آن را با سازمان بریتانیایی GCHQ3 و NSA4 آمریکایی مقایسه می‌کند. رادارها و گیرنده‌های اسرائیلی مستقر در صحرای نگب و ارتفاعات جولان، به طور دائم  ارتباطات لبنان و سوریه و حتی ایران را زیر نظر دارند.

از سال ۲۰۰۲، سازمان اطلاعات و امنیت داخلی اسرائیل (شین‌بت یا شاباک) نیز موظف شد که با حملات سایبری مقابله کند. این سازمان حتی یک واحد ویژه برای تأمین امنیت شبکه‌های کامپیوتری دولتی ایجاد کرد. با اینحال، با دگرگونی سریع تکنولوژی و ابداع روش‌های پیچیده‌تر در حملات سایبری و بخصوص با گسترش یافتن و رایج شدن دانش و فنون کامپیوتری در کشورهای خاورمیانه، اسرائیلی‌ها ناچار شدند که پیوسته ابزار تازه‌ای برای دفاع و حمله طراحی کنند. در نخستین سال‌های دهۀ ٢٠٠٠، دشمنان سایبری اسرائیل بیشتر فلسطینی بودند اما اینک اکثر آنها جوانان ایرانی‌اند.

بدافزارها و کامپیوترها

در خرابکاری تأسیسات بوشهر و نطنز، همۀ اتهامات بلافاصله متوجه اسرائیل شد. اما طبق معمول دولت اسرائیل واکنش رسمی نشان نداد.
به نظر می‌رسد که ویروس استاکس‌نت ابتدا کامپیوترهای شخصی برخی کارکنان ایرانی را آلوده کرده و سپس، شاید از روی بی‌مبالاتی، به شبکۀ کامپیوتری تأسیسات اتمی راه یافته بود. استاکس‌نت با کاهش یا افزایش ناگهانی سرعت چرخش سانتریفوژها آنها را از کار می‌انداخت.

ویروس استاکس‌نت که به احتمال زیاد از طریق یک حافظۀ فلش آلوده وارد شبکۀ تأسیسات ایرانی شد، از آغاز برای حمله به برنامه یا سامانۀ موسوم به اسکادا5 طراحی شده بود. اسکادا برنامۀ نظارت بر فرآیندهای صنعتی است و مثلاً زنجیره‌های توزیع انرژی یا انواع انتقالات صنعتی را مدیریت می‌کند. در ایران، استاکس‌نت علاوه بر نیروگاه اتمی بوشهر،  به دستگاه‌های سانتریفوژ نطنز حمله کرد و سرعت چرخش آنها را تغییر داد. نزدیک به هزار سانتریفوژ نطنز خراب شد. همچنین سیستم‌های هشدار و نظارت بر این دستگاه‌ها از کار افتاد و در واقع امکان کنترل آنها از بین رفت.
 
در سال ۲۰۱۲، دیوید سانجر، خبرنگار نیویورک تایمز نوشت که استاکس‌نت محصول همکاری آمریکا و اسرائیل است. به نوشتۀ او، این همکاری در چارچوب پروژه‌ای به نام «بازی‌های المپیک» صورت گرفته است. این پروژه ظاهراً در سال ۲۰۰۶ به ابتکار جرج دبلیو بوش آغاز شده و سپس در دوران اوباما گسترش یافته است.

هنوز نحوۀ نخستین نفوذ استاکس‌نت به کامپیوترهای ایرانی روشن نیست اما در مراحل بعد این ویروس -به احتمال زیاد ناخواسته- به شبکۀ اینترنت وارد شد و بیش از صدهزار کامپیوتر را در دنیا آلوده کرد که نیمی از آنها در ایران بود. در عین حال، همین شیوع جهانی باعث "لو رفتن" استاکس‌نت شد.

به دنبال استاکس‌نت، ویروس‌های دیگری با اسامی دوکو (DUQU) و فلیم (FLAME) کشف شد. در سال ۲۰۱۲، به دنبال "آفتابی شدن" ویروس فلیم، اوژن کاسپرسکی، مدیر مؤسسۀ معروف کاسپرسکی نوشت: «ویروس‌های استاکس‌نت و دوکو به مجموعۀ یگانه‌ای از حملات سایبری تعلق دارند. با کشف این بدافزارها، نگرانی از بروز جنگ جهانی سایبری جدی‌تر شد. باید دانست که این نوع ویروس‌ها را می‌توان علیه هر کشوری فعال کرد. اما در جنگ سایبری، کشورهای پیشرفته آسیب‌پذیرترند».

سارا پرز پژوهش خود را اندکی قبل از امضای توافق اتمی (۱۴ ژوئیه ۲۰۱۵/۲۳ تیر ۱۳۹۴) انتشار داده است. او در این کتاب چشم‌انداز رقابت‌ها و درگیری‌های پشت پردۀ اسرائیل و ایران را نگران‌کننده می‌داند. باید دید که حصول توافق نظر او را عوض کرده است یا خیر...

 


1 - IRAN - ISRAEL : UNE GUERRE TECHNOLOGIQUE – LES COULISSES D’UN CONFLIT, Sarah Perez, Editions François Bourin, 144 p., 24€.
2 - 8200 Cyberspace
3 - Government Communications Headquarters
4 - National Security Agency
5 - SCADA : Supervisory Control And Data Acquisition

 

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید

این صفحه یافته نشد

صفحۀ مورد توجۀ شما یافته نشد.