دسترسی به محتوای اصلی
کتاب‌ها و اندیشه‌ها

زندگی "علیرغم همه‌چیز" زیبا بود

صدا ۱۱:۴۱
photographe : Catherine Helie

«خواهم گفت که علیرغم همه چیز، این زندگی زیبا بود»این جمله برای فرانسوی ها بیش از هرچیز یادآور شعری از "لوئی آراگون" نویسنده و شاعر سوررئالیست فرانسه در قرن بیستم است. شعری به نام "چقدر زندگی به رنج آن می‌ارزد" که با این بیت پایان می یابد: "خواهم گفت که علیرغم همه چیز زندگی زیبا بود." 

تبلیغ بازرگانی

"ژان دُرمسون"* نویسنده معاصر فرانسه، این نام را برای رمانی برگزیده است که در دادگاهی می گذرد که راوی، همان متهم است و قاضی، وجدان اوست.
در آغاز رمان، نویسنده، شخصیت‌ها را برای خواننده چنین معرفی می‌کند:
من: دادگاه درونی، سختگیر، مهربان، طعنه‌زن، آنچه در میان روشنفکران به وجدان شناخته می‌شود.
من: خود من، شادی، کار، جاه‌طلبی، هیچ و پوچ و ...
در میان این دو: سیاستمداران، هنرمندان، نویسندگان، روزنامه‌نگاران، فاحشه‌ها، فعالان داخلی و بین‌المللی، راننده‌ها، پزشکان، بانکداران، ناشران، ملوانان، مانکن‌ها، حسابدارها، سربازان، بیکاران، مهماندارها، کلاهبرداران، نابغه‌ها و دیگران

در رمان "خواهم گفت که علیرغم همه‌چیز، این زندگی زیبا بود"* که تازه‌ترین، و به گمان برخی آخرین رمان "ژان دُرمسون" است، متهم (که همان راوی است) برای اینکه از خود دفاع کند در محکمه‌ای که با خودش دارد، به گذشته نقب می‌زند، زندگی خود را مرور می‌کند و همزمان با آن از تاریخ، ادبیات و جامعه اروپا می‌گوید.

"آزیتا همپارتیان" مترجم و استاد ادبیات فرانسه، در گفت‌وگو با بخش فارسی رادیو بین‌المللی فرانسه این رمان را چنین توصیف می‌کند: «این نویسنده یکی از بهترین و زیباترین قلم‌های ادبیات فرانسه است و آثار اخیر او به نوعی وصیت‌نامه‌های اوست که در واقع یک بیلان از زندگی طولانی اوست.»
این کتاب در واقع ماجرای زندگی نویسنده‌ای است که همواره شیفته خوشبختی و لذت بوده، هرچند غم‌هایش نیز در طول داستان آرام آرام پدیدار می‌شود.

با وجود ضعف‌هایم، زندگی زیباست
ژان دُرمسون، در گفت‌وگویی با ماهنامه "مگزین لیترر" شماره آوریل ۲۰۱۶، وقتی از او می‌پرسند: «شما در حالی نام کتاب‌تان را گذاشته‌اید علیرغم همه‌چیز خواهم گفت زندگی زیباست" که در مقایسه با بسیاری از انسان‌ها دردهای کمتری داشته‌اید!"
در پاسخ می‌گوید: «علیرغم همه‌چیز، یعنی علیرغم دنیایی که مرا فراگرفته.» و ادامه می‌دهد: من آدم خوش‌بینی هستم و همیشه با این اصل جنگیده‌ام که ادبیات از غم و اندوه به وجود می‌آید... یکی از منتقدان ادبی که او را بسیار دوست دارم یکبار علیه من نوشته بود: «تو هیچ‌وقت نویسنده بزرگی نمی‌شوی، چون به اندازه کافی درد نکشیده‌ای».
وی می‌افزاید: «راستش اگر می‌شد انتخاب کرد که برای رسیدن به یک اثر ادبی خوب رنج کشید، من مطمئن نیستم که این راه را انتخاب می‌کردم. کتاب‌های بزرگ بسیاری از درد و رنج نویسندگان به وجود آمده، اما رنج‌های بسیاری هم بوده که از آن کتاب ارزشمندی ساخته نشده.»

این نویسنده در یک برنامه تلویزیونی هم درباره تأکید بر "علیرغم همه چیز" در نام کتاب چنین می‌گوید: «این آراگون است که می‌گوید "با وجود همه چیز"؛ من خواهم گفت که "با وجود همه چیز زندگی زیبا بود". اما این "با وجود همه چیز"، برای امروز هم خیلی مناسب است، با وجود وضعیت کنونی، زندگی زیباست با وجود تروریسم، با وجود بیکاری، بی‌سوادی؛ این شاید کمی گستاخانه باشد به خاطر ضعف‌هایی که دارم؛ اما قطعاً این کتاب یک دادگاه است، جایی برای اعتراف، برای معذرت خواستن از این که بیشتر و بهتر کار نکردم...»
آزیتا همپارتیان را درباره نام این رمان و ارتباط آن با متن اثر چنین می‌گوید: «علیرغم همه چیز می‌تواند خیلی أمور را دربربگیرد. از اموری که در کنترل او بوده یا اینکه خارج از أراده او بوده است.»

نویسنده‌ای که از خود می‌گوید
"ژان دُرمسون"، زندگی پرفراز و نشیبی داشته است: زندگی‌ای که برای او سرشار از تجربه بوده است.
او در آخرین روزهای بهار سال ۱۹۲۵ به دنیا آمد. او را نویسنده، وقایع نویس، روزنامه نگار، بازیگر و فیلسوف می‌خوانند. اما دُرمسون بیشترین شهرت خود را از نویسندگی کسب کرده است، هرچند در عرصه روزنامه نگاری و در حوزه‌های مختلف ادب و سیاست و فلسفه به همان اندازه کار کرده.

ژان دُرمسون، از خانواده ای برجسته است که چند نسل از آنان مشاغل بالای دولتی داشته و به ویژه در دستگاه قضائی و مالی فرانسه کار کرده‌اند. پدرش سفیر فرانسه بود و او کودکی خود را در بایرن، رومانی، برزیل، ریودوژانیرو و بخارست گذراند.
۳۱ ساله بود که نخستین رمانش را نوشت: "عشق یک لذت است"
هرچند ناشر کتاب، نویسنده آن را همزاد "فرانسوا ساگان" نویسنده مشهور هم عصر او خواند، اما این کتاب فروش چندانی نداشت و ژان دُرمسون نخستین بار با انتشار رمان "شکوه فرمانروایی" به شهرت رسید و جایزه بزرگ آکادمی فرانسه را دریافت کرد. در این رمان تاریخی او زندگی و دوره فرمانروایی پادشاهی قدرتمند را توصیف می کند که اندکی پس از مسیح زیسته است.
آنچه در آثار دُرمسون بارز است وجه خودزندگینامه ای آنهاست. در رمان‌های "طرف خانه ژان" و "خداحافظ و ممنون" و همچنین رمان "گزارش گابریل"، شخصیت اصلی، خود اوست. حتی در رمان "خوب بود"، که کتابی است میان داستان و مقاله، او بیشتر از خودش می گوید. اما در آثار دیگرش شخصیت های مختلفی برمی گزیند و در برخی از آنها مثل "جشن غم انگیز" تلاش کرده تا تصویر خود در آثار دیگرش را بشکند.

آزیتا همپارتیان درباره سبک نویسندگی او چنین می‌گوید: «نمی‌توان گفت که دُرمسون متأثر از نویسنده‌ خاصی است، اما می‌شود گفت که از نظر زیبایی نثر از "آندره ژید" تأثیر گرفته است.»

 تقریباً در ۶ دهه ای که از عمر نویسندگی دُرمسون می گذرد، او به طور جدی و مداوم به روزنامه نگاری نیز پرداخته است. از سال‌ها پیش سردبیر یا عضو شورای سردبیری نشریات مختلف بوده و مقاله‌های بسیاری از او منتشر شده است.
ژان دُرمسون در سال ۲۰۱۲ در فیلمی درباره "فرانسوا میتران"، نخستین رئیس جمهور سوسیالیست فرانسه و به جای او نقش‌آفرینی کرد.
دُرمسون در زمان ریاست جمهوری میتران، آخرین شخصیتی بود که پیش از ترک کاخ الیزه و پایان دوران ریاست جمهوری‌اش با او دیدار کرد. دُرمسون یکبار هم در سال ۲۰۰۱ در فیلمی از "ژان لوک گدار" شرکت داشت.
این نویسنده در سال ۱۹۷۳ عضو آکادمی فرانسه شد، و سال ۲۰۱۴ هم نشان "لژیون دونور" را از دست فرانسوا اولاند، رئیس جمهوری فرانسه دریافت کرد.

"عشق" تنها معیار سنجش زندگی
نوشتن کتاب "با وجود همه چیز خواهم گفت که زندگی زیبا بود"، چهار سال وقت برده است. یک سال از آن را او به دلیل سرطان و برای درمان آن، به طور مداوم در بیمارستان بود و با اینحال همچنان درحال نوشتن این اثر بوده است.
خودش درباره این کتاب می‌گوید: «گاهی من را بابت یک فروتنی بی‌مورد سرزنش می‌کنند. مقاله‌ای در مجله اکسپرس منتشر شده که خیلی نسبت به من لطف ندارد و این فروتنی بیجای من را مورد نکوهش قرار می‌دهد. اما من فروتنی بیجا ندارم، چون وقتی مقایسه می‌کنم بین آن چه می‌توانستم انجام دهم و آن چه انجام دادم، می‌بینم که می‌توانستم کارهای بهتری بکنم؛ و وقتی مقاله‌هایی می‌خوانم که مرا نقد می‌کنند، به خودم می‌گویم که می‌توانستم کارهای "خیلی" بهتری بکنم؛ و این چیزی است که سعی کردم در این خاطراتم نشان دهم. این خاطرات در واقع یک نوع اقامه دعواست؛ دادگاهی که به خاطرات، فضایی برای زنده‌شدن می‌دهد، مثل یک نمایشنامه...»
ژان دُرمسون نویسنده‌ای است که در آثارش عشق به زندگی را می‌ستاید و آنچنان که خود می‌گوید "عشق" واژه مورد علاقه اوست: «استاندال و آراگون خیلی خوب می‌گویند که آنها به چیزی جز عشق فکر نمی‌کنند. هر آنچه می‌ماند برای پرده‌پوشی است، برای بهتر انجام دادن، برای سرگرم کردن... اما فقط عشق است که به شمار می‌آید و اگر قرار باشد زندگی کسی مورد قضاوت قرار گیرد، عشق تنها معیار سنجش است.»

دُرمسون ۹۰ ساله تاکنون بیشتر از ۴۰ کتاب نوشته، صدها مقاله منتشر کرده و جوایز ادبی بسیاری به او اهدا شده است.
آزیتا همپارتیان، آثار او را چنین توصیف می‌کند: «وقتی آثار ژان دُرمسون را می‌خوانیم، واقعاً زبان فرانسه را با همه زیبایی و شکوه آن می‌بینیم».

jean-d-ormesson *

Je dirai malgré tout que cette vie fut belle * 

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید

این صفحه یافته نشد

صفحۀ مورد توجۀ شما یافته نشد.