مرور هفته‌نامه‌های فرانسه

فوتبال در برزیل یعنی دموکراسی

درحالی که امروز نلسون ماندلا، رهبر جنبش مبارزه با آپارتاید و رئیس جمهور پیشین آفریقای جنوبی در زادگاهش به خاک سپرده شد، هفته‌نامه‌های فرانسوی، این هفته در رثای ماندلا، ویژه‌نامه‌هایی را به این چهره مبارز و یکی از سیاستمداران تأثیرگذار قرن بیستم اختصاص داده و عکس‌هایی از او نیز بر جلد خود منتشر کرده‌اند.

تبلیغ بازرگانی

هفته‌نامه نوول ابزرواتور در همین زمینه نوشته که نلسون ماندلا تا انتها برای این هدف مبارزه کرد که سیاه و سفید در کنار هم آینده خود را بسازند. لوپوئن هم در ابتدای پرونده خود برای نلسون ماندلا نوشته که او آخرین قهرمان قرن بیستم بود. و اکسپرس، دیگر هفته نامه فرانسوی هم با چاپ دوباره گفت وگویی که این نشریه در سال 1995 با ماندلا کرده بود، نوشته که ماندلا مظهر تمام ستمدیدگان جهان بود؛ کسی که می دانست چگونه ببخشد تا قلب تمام مردم خود را به دست آورد.

اما هفته‌نامه های فرانسوی به غیر از موضوع ماندلا، مثل همیشه مطالبی را درباره مسائل روز بین المللی، ورزشی و فرهنگی نیز منتشر کرده‌اند.

در حالی که در اوکراین، اعتراضات علیه دولت این کشور ادامه دارد، هفته نامه نوول ابزرواتور در شماره این هفته، به قلم خبرنگار اعزامی خود به کیف، پایتخت اوکراین، گزارشی را از تظاهرات مخالفان دولت منتشر کرده و نوشته که به عقیده آنها، نزدیکی اوکراین به اتحادیه اروپا می تواند شانسی باشد برای فرار اوکراین از فساد، زد و بندها و سیستمی که هر روز اتوریترتر می شود.

خبرنگار نوول ابزرواتور گزارش خود را با مقایسه تظاهرات این روزهای اوکراین با انقلاب این کشور در سال 2004 که به انقلاب نارنجی مشهور شد، می نویسد سه هفته است که علی رغم وزش باد سرد، هزاران تظاهرکننده معترض، میدان استقلال در مرکز کیف را در تسخیر خود در آورده و اوکراین را دوباره به کشوری آشوب زده تبدیل کرده اند.

این هفته نامه یادآوری می کند که نقطه آغاز این اعتراضات، رد امضای توافقنامه اوکراین با اتحادیه اروپا در آخرین لحظات از سوی رییس جمهور این کشور بود که تحت تأثیر روسیه صورت گرفت.

خبرنگار نوول ابزرواتور می نویسد که عدم پذیرش امضای این توافق همکاری با اتحادیه اروپا و همچنین سرکوب هایی که به دنبال آن صورت گرفت، برای مردم اوکراین هشدار برای دموکراسی است و همچنین یادآور گذشته ای است که به عقیده آنان دوران آن دیگر تمام شده است.

سپس نوول ابزرواتور به فساد موجود در اوکراین می پردازد و می نویسد که به عنوان نمونه، در اوکراین، احزاب از سوی عموم مردم تأمین اقتصادی نمی شوند، این درحالی است که به گفته لولیا شوکان، استاد دانشگاه نانتر قانونی برای این موضوع پیش بینی شده اما تاکنون بودجه ای برای آن به تصویب نرسیده است.

نوول ابزرواتور ادامه می دهد که در نبود تأمین اقتصادی احزاب از سوی عموم مردم، و عدم رسیدگی به حساب های مالی آنها، مراکز قدرت از سوی مراکز اقتصادی در راستای منافعشان خریداری می شود.

این نشریه به کرسی های مجلس اوکراین اشاره می کند و می نویسد که این کرسی ها از سوی صنعتگران و با اهداف اقتصادی خریداری می شوند.

همچنین نوول ابزرواتور در این گزارش به فعالیت های اقتصادی پسر رییس جمهور کنونی اوکراین اشاره می کند و می نویسد که او اکنون یکی از پنج سرمایه دار بزرگ اوکراین است.

اما هفته نامه اکسپرس، گفت وگوی ویژه این هفته خود را به مصاحبه با چیکو بوارک، هنرمند و نویسنده برزیلی اختصاص داده است که خبرنگار اکسپرس او را در آپارتمانش در ریودوژانیرو ملاقات کرده و در آستانه برگزاری مسابقات جام جهانی فوتبال در برزیل در ماه ژوئن سال آینده، این تیتر را برای گفت وگو انتخاب کرده است: «فوتبال در برزیل، دموکراسی ماست.»

چیکو بوارک، که به مدت نیم قرن در عرصه فرهنگ برزیل فعال بوده، در سال های 1964 تا 1985 به چهره ای مبارز علیه دیکتاتوری نظامی برزیل تبدیل شده بود.او همچنین علاوه بر رمان نویسی و کار در حوزه تئاتر، پیانیست و خواننده نیز است و یکی از نوآوران عرصه موسیقی برزیل به شمار می رود.

اکسپرس به عنوان اولین سوال از بوارک می پرسد که آیا این حقیقت دارد که شما می خواستید یک فوتبالیست حرفه ای شوید؟

این هنرمند برزیلی پاسخ می دهد که من تا سن 16 – 17 سالگی فوتبال بازی می کردم و یک بازیکن خط میانی بودم. تا اینکه می خواستم در کنکور فوتبال باشگاه سائو پائولو شرکت کنم اما متوجه شدم که فوتبال حرفه ای برای من راه خوبی نیست. اما اکنون هم در سن 69 سالگی من هفته ای دو یا سه بار در زمین خانه ام فوتبال بازی می کنم و وقتی به پاریس می آیم در زمین پارک ونسن فوتبال بازی می کنم. در واقع من نمی توانم از فوتبال بگذرم و آن را رها کنم.

اما پس از پرداختن به ویژگی های مختلف بازیکنان برزیلی، این هنرمند درباره وضعیت فوتبال در کشورش می گوید: فوتبال در برزیل، مردم این کشور را با کودکی شان مرتبط می کند. مردم برزیل همه در کودکی به مدرسه نرفته اند، اما هر برزیلی در کودکی پایش به توپ فوتبال خورده است، در کوچه و خیابان یا در ساحل دریا. در برزیل برای فوتبال بازی کردن، نیازی به چیزی نیست. در واقع فوتبال ما را به یکدیگر پیوند می دهد. فقیر و غنی، و سفید و سیاه را. تمامی اختلافات طبقاتی در فوتبال از بین می رود. در واقع فوتبال در برزیل، یعنی دموکراسی. شاید تنها دموکراسی ای که واقعا در کشور ما برقرار است، در عرصه فوتبال است.

سپس چیکو بوارک در ادامه این گفت وگو به مسائل سیاسی برزیل می پردازد و در مواردی از دولت این کشور انتقاد می کند. او می گوید که سیاست های دیلما روسف، رییس جمهور برزیل در عرصه محیط زیست، ناامیدکننده است. در واقع به نظر این هنرمند برزیلی، دولت این کشور در زمینه توسعه اقتصادی کارهای بسیاری کرده اما از نظر مسائل زیست محیطی کار چندانی انجام نداده است.

در پایان این گفت وگو، باز هم حرف از فوتبال می شود و چیکو بوارک می گوید که برزیل به همراه اسپانیا، آلمان و آرژانتین، مدعیان اصلی جام جهانی آینده هستند. او با اظهار امیدواری به پیروزی تیم فوبتال برزیل در جام جهانی آینده می گوید که وقتی در سال 1950 شش ساله بودم، برای اولین بار برزیل جام جهانی را که سال پیش از آن صاحب آن شده بود، واگذار کرد و در مقابل اروگوئه باخت. وقتی اروگوئه دومین گل خود را زد، یک مفسر فوتبال خیلی مشهور در رادیو گفت که امروز بزرگترین فاجعه برزیل در قرن بیستم رقم خورد!

و در نهایت، هفته نامه لوپوئن، در کنار مطالب متنوعی که این هفته به چاپ رسانده، مطلبی را نیز به ادبیات معاصر فرانسه اختصاص داده است.

این هفته نامه با بررسی عملکرد نویسندگان مطرح در فرانسه، این پرسش قدیمی را پیش کشیده که آیا ادبیات فرانسه مرده است؟

مطلبی که هفته نامه لوپوئن آن را منتشر کرده در واقع، متن کنفرانس پاتریک بسون نویسنده فرانسوی در دانشگاه بلگراد است که در روز ششم دسامبر ایراد شد.

او در سخنرانی خود به طعنه گفت: مدت هاست که ادبیات فرانسه در در داخل و خارج این کشور به نقد کشیده می شود و مدام در گوش نویسندگان زنده گفته می شود که کجا هستند سارتر، پروست، کامو، سلین، بووار، ژنه، دوراس، ساروت، و شار دیگر نویسندگان مطرح؟ من برای پرسش آنان جوابی دارم: همه این نویسندگان در قبرستانند! آن چه مانده فقط ما نویسندگان زنده هستیم!

در ادامه، پاتریک بسون، به یازده نویسنده و شاعر زنده فرانسوی می پردازد و جایگاه آنان را در فرانسه و دیگر کشورهای جهانی بررسی می کند: میشل ولبک، فدریک بگبدر، املی نوتوم، آنا گاوالدا، دیوید فوئنکینوس، فلوریان زلر، پاتریک مودیانو، اریک نووف، ژان اشنوز، ژان ماری گوستاو لوکله زیو، و آندره مکین.

پاتریک بسون درباره میشل ولبک یکی از نویسندگان معاصر فرانسه می نویسد که او ستاره کنونی ادبیات فرانسه است و کتاب های او در اغلب کشورهای جهان ترجمه شده است.

با این حال، بسون درباره کتابی از میشل ولبک که برنده جایزه معتبر گنکور شده می گوید که من آن را نخوانده ام، و اساسا کتابهایی را که برنده این جایزه می شوند نمی خوانم همانطور که برنامه های تلویزیونی را نمی بینم، زیرا به عقیده من این دو از یک جنس هستند!

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید