مرور هفته‌نامه‌های فرانسه

سنگ صبور بر پرده سینماهای فرانسه

این هفته اغلب مجلات فرانسوی، یکی از موضوعات خود را به اکران فیلم «سنگ صبور» در پاریس ساخته عتیق رحیمی، فیلمساز و نویسنده افغان اختصاص داده اند. هفته نامه «نوول ابزرواتور» در مطلبی با عنوان «افغانستان، سال صفر» به نقل از این نویسنده می نویسد: «وقتی فیلم می‌سازم، احساس نویسنده بودن می‌کنم و وقتی می‌نویسم، حس می‌کنم سینماگرم.» نوول ابزارواتور از این نویسنده به عنوان کسی یاد می‌کند که در فرانسه یک افغان و در افغانستان، فرانسوی معرفی می‌شود.

تبلیغ بازرگانی

  عتیق رحیمی در گفت‌وگو با «نوول ابزرواتور» در مورد فیلم تازه‌اش« سنگ صبور» که بر اساس رمانی به همین نام از خود او ساخته شده می‌گوید: «کتاب این امکان را می‌دهد که داستان در جایی در افغانستان رخ بدهد. اما وقتی قرار است داستان آن به فیلم تبدیل شود، این دیگر قابل پذیرش نیست.»

 در داستان «سنگ صبور» زنی زیبا بر بالین شوهر بیهوش و به کما رفته خود، شب زنده‌داری می‌کند و نگران این است که مرد مرده یا هنوز زنده است؟ زن بالای سر شوهرش برای نخستین بار صادقانه سخن می‌گوید و از رازهای زندگی خود برای او می‌گوید و مرد برای زن مانند یک سنگ می‌شود: «سنگ صبور»

 فیلمبرداری فیلم «سنگ صبور» در کازابلانکای مراکش، طی دو هفته با حضور گلشیفته فراهانی به عنوان بازیگر اصلی فیلم انجام شده است. شهری که به گفته عتیق رحیمی، آسمانش به آسمان افغانستان شباهت دارد.

 این نویسنده می‌گوید که میل به دیدن شخصیتی که در داستانش خلق کرده بود، باعث شد تا بر اساس این رمان و با کمک ژان کلود کاریر، فیلمنامه نویس فرانسوی، فیلمی بسازد.

 به گفته عتیق رحیمی، کاریر هم پس از خواندن کتاب مشتاق بوده که بعد دیگری از داستان را در فیلم کشف کند.

اومی گوید: «نویسنده فقط با کلمات و با ناخودآگاه خود بازی می‌کند. اما فیلمساز باید بتواند برای بازیگر دلیل هر رفتار و حتی نوع بیان هر جمله را مشخص کند. مثلا ژان کلود کاریر می‌خواست حتما بداند که شخصیت اصلی زن داستان آیا واقعا در قلبش عاشق شوهرش است یا از اینکه مجبور شده با او ازدواج کند، متاسف است؟»

سوالی که برای پاسخ به آن عتیق رحیمی مجبور شد یکبار از اول تا آخر رمان خودش را بخواند.

 او می‌گوید که وقتی کتاب خود را به فیلم تبدیل می کند، در کارگردانی اثر می‌تواند نقائص شخصیت‌های داستان را دریابد و به آنها شانس دوباره‌ای برای بازیابی بدهد و در حین فیلمبرداری، بسیاری از نقاط گنگ شخصیت‌های کتاب برای او روشن شده است. به ویژه در مورد قهرمان زن داستان .

 « اگر نویسنده می‌تواند پایان داستان را در حالت تعلیق بگذارد، فیلمساز باید به فیلم پایانی مشخص بدهد» و همین موضوع باعث شده تا عتیق رحیمی، برای ساختن فیلم، بار دیگر مدت‌ها روی شکل پایان داستان کار کند.

 عتیق رحیمی در این گفت‌وگو از روزهای نوشتنش هم می‌گوید که سه فیلم را در آن دوره بارها مرور کرده است: « فریادها و نجواها»ی اینگمار برگمان، فیلم کوتاه «دست» ساخته وونگ کار-وی و «آلمان، سال صفر» فیلمی از روسلینی که در برلن فیلمبرداری شده است.

عتیق رحیمی می‌گوید: « داستان پسر بچه در این فیلم و برادرش در یک شهر ویران شده، داستان خود من است. برادرم کمونیست بود و بعد از خروج روس‌ها از افغانستان مورد تعقیب قرار گرفت.»

 عتیق رحیمی همچنین می‌گوید که آن روزها موقع نوشتن داستان مدام موسیقی گوش می‌کرده و به ویژه قطعه‌ای از شوبرت را می‌شنیده است.

  ***

  ابزرواتور در ضمیمه تلویزیون خود هم در مقاله‌ای درباره گلشیفته فراهانی می‌نویسد: « بازیگری که با ایران مبارزه می کند»

گلشیفته فراهانی هم در گفت‌وگو با این مجله، با اشاره به این جمله از برشت که می‌گوید « کسی که مبارزه کند، ممکن است شکست بخورد، ولی آنکه مبارزه نکند، شکست خورده است.» از فعالیت‌های خود به عنوان بازیگر می‌گوید و اینکه اصغر فرهادی، وقتی او را در فستیوال برلین دیده، مجبور شده با او حرف نزند، چون به نظر این بازیگر، او اکنون به یک تهدید تبدیل شده است.

 وی در مورد بازی در فیلم سنگ صبور هم می‌گوید: « زن داستان، از این مرد برای آزاد کردن خود استفاده می‌کند و من از این نقش برای آزاد کردن خودم استفاده کردم.»

 این بازیگر سینما ادامه می‌دهد: « وقتی می‌خواستم از ایران خارج شوم، پدرم دلیل من از این کار را درک نمی‌کرد. به نظرش من همچنان می‌توانستم فیلم‌هایی که دوست دارم را بازی کنم. بعد از ماجرای جایزه سزار، پدرم بی سروصدا نمایشی که می‌خواست اجرا کند را به هم زد. اما اکنون او حامی من است و می‌گوید: « اگر تو بسوزی، همه ما با تو خواهیم سوخت.»

   ***

 مجله اکسپرس هم پیش از اکران فیلم « سنگ صبور» در پاریس با عتیق رحیمی، نویسنده و فیلمساز 51 ساله افغان و گلشیفته فراهانی گفت و گویی مشترک داشته است.

 در این گفت‌وگو که با عنوان «صدای آزادی» منتشر شده، عتیق رحیمی در پاسخ به سوالی در مورد دلیل تبدیل رمان خود به فیلم می‌گوید: « اهمیت برملاکردن وضعیت زنان در افغانستان که محدودیت‌های زندگی‌شان مانند دوران قرون وسطی است. وقتی من این کتاب را منتشر کردم، ژان کلود کاریر من را تشویق به ساختن فیلمی بر اساس آن کرد. ژان موروی کارگردان هم همین را می‌گفت. حق با آنها بود. نوشتن، کافی نبود. من به تصویر و صدا نیاز داشتم تا بدانم زنان، کجا نخستین قربانی جنگ و افراط گرایی مذهبی هستند. قصه سنگ صبور در کابل می‌گذرد. در میان مردان ریشو و طالبان، اما این زن تنها کسی است که در این میان سخن می‌گوید. در واقع او با گفتن حقایق زندگی خود به صورت استعاری به نقد سیستم می‌پردازد.»

 گلشیفته نیز در این گفت‌وگو در مورد رابطه خود با این شخصیت می‌گوید: «این شخصیت مجبور است بر بالین همسرش بنشیند و از او مراقبت کند و در این حین شروع به گفتن رازهای شرم آور خود می‌کند. مثل همه زن‌های ایرانی و زن‌های جاهای دیگر، زنان افغان هم بدن دارند، رویا، خواسته و خواهش دارند. اما برای خیلی از مسلمان‌ها، حرف زدن با شوهر غیرقابل تصور و ممنوع است.»

 نویسنده کتاب «سنگ صبور» در مورد نام کتاب هم می‌گوید: «سنگ صبور یک سنگ جادوئی است که می‌شود همه رنج‌ها و رازها را به آن گفت تا وقتی که منفجر شود. این موضوع در واقع از یک افسانه عامیانه ساخته شده که مربوط به ایران و افغانستان و پاکستان است.»

 به گفته گلشیفته هم قهرمان زن داستان در واقع سنگ صبور خانواده خود است. در واقع گفت‌وگوی او با شوهرش هم یک سفر درونی برای خود اوست که در آن با همه حرف می‌زند، با سنت، اجتماع، مذهب، خدا و شیطان. به کمک کلمات، او آزاد و در نهایت دگرگون می‌شود.

 عتیق رحیمی در مورد انتخاب گلشیفته فراهانی هم به عنوان بازیگر اصلی فیلم « سنگ صبور» می‌گوید: « او را ژان کلود کاریر به من معرفی کرد. قبل از آن به من پیشنهاد شده بود که بر اساس رمان، فیلمی هالیوودی با بازی پنلوپه کروز ساخته شود. اما من نپذیرفتم. من به دنبال کسی بودم که بتواند این قصه را درک کند و به زبان فارسی دری آن را روایت کند.»

***

اما مجله «لوپوئن» این هفته نه درباره فیلم «سنگ صبور» چیزی نوشته و نه درباره بازیگر ایرانی آن.

این مجله گزارش اصلی خود را به موضوع اعلام کناره گیری پاپ از مقام خود و سابقه خانوادگی و فعالیت های او اختصاص داده است.

در یادداشتی دراین باره با عنوان «شهادت یک مقیم واتیکان» می خوانیم: «برخلاف ژان پل دوم،پاپ پیشین واتیکان ، نیروی شخصیت بندیکت هشتم نادیدنی بود. من شخصا هر دو را از نزدیک دیده ام.. در حضور یک زن، بندیکت هشتم ناراحت به نظر می رسید. چیزی که از ملاقاتمان به یادم مانده، شرم غیرقابل باور او بود. پاپ مقابل من ایستاده بود و در حالی که سرش پایین بود به پاهایش نگاه می کرد.»

نویسنده این یادداشت که خود کتابی در مورد واتیکان و آنچه در آنجا می گذرد، نوشته، در ادامه می نویسد: «کسی جای بندیکت خطابه هایش را نمی نوشت. او خود به طور خستگی ناپذیری آنها را بازنویسی می کرد. برخلاف ژان پل دوم، بندیکت هشتم افسرده و تنها بود. او کم حرف می زد و همیشه به تنهایی صبحانه می خورد. ژان پل دوم، لهستانی ها را وارد واتیکان کرده بود. آنها بین خودشان به زبان لهستانی حرف می زدندف اما ژوزف راتزینگر یا همان بندیکت هشتم، واتیکان را آلمانی نکرد. اطرافیان او بیشتر از دو نفر آلمانی نبودند که شامل منشی شخصی و مترجم رسمی اش بود.»

نویسنده در پایان می گوید: «به عکس های او که نگاه می کنم، غم عمیقی در چشمانش می بینم. بندیکت هشتم، به آنچه گفته عمل خواهد کرد. پناه بردن به سکوت برای خلوت کردن با خداوند و گم شدن در میان کتاب ها. یک پاپ بازنشسته، چیزی که هرگز ندیده ایم.»

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید