دسترسی به محتوای اصلی
ورزش

پرسپولیس و معضل حضور پیاپی مدیران غیر ورزشی

صدا ۱۲:۱۶
۲۲ دقیقه

تیم فوتبال پرسپولیس که یکی از پرطرف‏دارترین باشگاه‏های فوتبال آسیا به ‏حساب می‏آید، اکنون مدت بسیار زیادی است که در وضعیتی بحرانی قرار گرفته است و مهم‏تر از آن، این‏که این وضعیت، کم‏ کم برای همگان عادی به ‏حساب می‏آید؛ خصوصاً برای مسئولین ورزش و فوتبال ایران که در سال‏های اخیر با انتصاب مدیران دولتی و غیرورزشی در این باشگاه، در روند نزولی "سرخ‏پوشان" نقش عمده ‏ای را ایفا می‏کنند.

تبلیغ بازرگانی

آقای مهدی نوری، شما روزنامه ‏نگار ورزشی در تهران هستید. به نظر شما، تا چه حد وضعیت کنونی پرسپولیس، نتیجه‏ ی عمل‏کرد مدیران سیاسی- دولتی سال‏های اخیر این باشگاه به حساب می‏آید؟

مشکل اصلی پرسپولیس حضور همین مدیران غیرورزشی و غیرفوتبالی در رأس کار است. فصل گذشته، بازی که به نیم ‏فصل رسید، بعد از نیم ‏فصل، مسائلی بین حبیب کاشانی، سرپرست موقت وقت باشگاه پرسپولیس، با علی دایی سرمربی این تیم به ‏وجود آمد. این مشکلات باعث شدند که پرسپولیس امروز دچار بحران و چالش‏ های عمیق و خیلی شدید بشود.
فصل گذشته جبیب کاشانی و علی دایی، به شدت با هم درگیر شدند. البته این درگیری قبلاً هم وجود داشت. اما نحوه ‏ی کنار گذاشتن علی دایی و روی کار آمدن حمید استیلی، باعث شد که این تیم خوب بسته نشود و امروز می‏بینیم که پرسپولیس در شرایط بسیار بسیار بدی قرار گرفته است.
حضور مدیران سیاسی- دولتی بزرگ‏ترین ضربه ‏ای بوده که به پیکره‏ ی پرسپولیس وارد شده است. سال‏ها قبل آقای سید محمد خاتمی رییس جمهور این مملکت بودند. ایشان اصرار شدیدی داشتند روی "شایسته ‏سالاری" و سعی می‏کردند مدیران‏شان را از افرادی انتخاب کنند که شایسته باشند. شایسته به این معنی که هم تخصص داشته باشند، هم تجربه و هم دانش آن کار را. اما متأسفانه شاهد هستیم که سال‏هاست که این رویه مد نظر تصمیم‏ گیرندگان اصلی این مملکت قرار نمی‏گیرد.
باشگاه پرسپولیس نمونه ا‏ی عینی‏ از اتفاقاتی است که دارد در این مملکت می‏افتد؛ حبیب کاشانی به عنوان مدیرعامل باشگاه پرسپولیس معرفی می‏شود. در یک دوره به قهرمانی می‏رسد. دوره‏ ی بعد اصلاً معلوم نیست چه اتفاقی می‏ افتد و آن افتضاح تاریخی به ‏بار می‏آید که پرسپولیس به چه روزی می‏افتد.
شرایط امروز پرسپولیس حاصل آن آتشی است که آن روز حبیب کاشانی روشن کرد، به خاطر دعوای‏ش با علی دایی؛ و حمید استیلی انتخاب نشد. هرچند همه ‏جا می‏گویند و حتی خود آقای استیلی هم این هفته در برنامه‏ ی "نود" گفت که «من گزینه ‏‏ی منتخب کمیته‏ ی فنی باشگاه پرسپولیس بودم»، اما اصلاً چنین چیزی نیست.
حمید استیلی توسط آقای حبیب کاشانی، به‏ خاطر تسویه‏ حساب شخصی ایشان با آقای علی دایی، انتصاب شد. من همان‏ روز‏ها هم با آقای دکتر زادمهر، هم آقای دکتر ذوالفقارنسب و هم آقای محمد پنجعلی (اعضای کمیته ‏ی فنی پرسپولیس) صحبت کردم و ‏آن‏ها گفتند که گزینه‏ ی ما آقا علی دایی بود. وقتی ما گزینه ‏ی منتخب‏ مان را به حبیب کاشانی معرفی کردیم، ایشان ناراحت شدند و با حالت قهر از اتاق رفتند بیرون. یک ساعتی نبودند و بعد برگشتند توی اتاق و گفتند نظر من حمید استیلی است و او باید سرمربی این تیم بشود.
جمع ‏بندی این اتفاقات نشان می‏دهد که آقای استیلی انتصاب شده بود، انتخاب نشده بود و آن تصمیم‏ گیری اشتباه، باعث شد که امروز پرسپولیس به این روز بیافتد که شرایط بسیار ناهنجاری داشته باشد.

آقای نوری، قرار بود که در ورزش ایران با تأسیس وزارت ورزش و انتخاب وزیر برای این وز‏ارت‏خانه، انتصاب‏ها در تیم‏های مختلف، ورزشی ‏تر بشود. اما این‏طور نشد و به ‏طور مثال، در همین تیم پرسپولیس، آقای رویانیان که اصلاً هیچ سابقه ‏ی ورزشی‏ ای به عنوان سرپرست، مربی، فوتبالیست و… ندارد، به این تیم آمد. هم‏چنین ایشان حتی نیامد از مشاوری در کنار خود استفاده کند که ورزشی و یا فوتبالیست باشد و دنیای ورزش را بشناسد. نظرتان در این زمینه چیست؟

به نکته ‏ی بسیار خوبی اشاره کردید؛ وقتی قرار شد سازمان تربیت بدنی به وزارت ورزش تبدیل بشود، همه ‏ی علاقه ‏مندان به ورزش امیدوار بودند که روند انتخاب مدیران در هر سطحی، چه در سطح فدارسیون‏ها و چه در سطح باشگاه‏ها از شکل گذشته ‏اش خارج بشود و این اتفاق قانون ‏مدار بیافتد. یعنی مدیران ورزشی با تخصص، دانش و قابلیت‏های بالای اجرایی بر مسند کار قرار بگیرند.
اما متأسفانه دیدیم که بازهم این اتفاق نیافتد. بعد از خروج حبیب کاشانی از پرسپولیس، شاهد حضور آقای رویانیان در این باشگاه بودیم. اتفاقی که به شدت همگان را متعجب کرد. من نمی‏دانم آقای رویانیان با توجه به کدام خصوصیت‏شان وارد باشگاه پرسپولیس شدند. ولی می‏توانم این را به جرأت بگویم که در این شرایط خاص و بحرانی‏ ای که پرسپولیس داشت، این بدترین، بدترین و بدترین انتخاب ممکن بود!
در کنار حضور آقای رویانیان در باشگاه پرسپولیس که خود یک فاجعه‏ ی تاریخی برای آن باشگاه محسوب می‏شود، اتفاق خیلی بدتری هم افتاد و آن هم حضور علی پروین به عنوان یکی از اعضای هیأت مدیره‏ ی باشگاه پرسپولیس بود.
اتفاق بدتر از آن، این بود که آقای علی پروین به عنوان "مدیر راهبردی" که یکی از همان سمت‏ های من‏ درآوردی بود، انتخاب شدند؛ یعنی همان مدیر فنی. مدیرفنی ‏ای که آقای علی پروین در گذشته گفته بودند «یعنی کشک»! یعنی ایشان قبول کرد مدیر فنی باشگاه پرسپولیس بشود، هرچند اسم‏ش "مدیر راهبردی" بود. یعنی آقای پروین قرار بود همان نقش "کشک" را بازی کند.
اما متأسفانه، این روزها شاهد هستیم که آقای علی پروین با توجه به اتفاقاتی که در باشگاه افتاده، نقش تعیین‏ کننده‏ای در باشگاه دارد، ولی از این نقش تعیین کننده ‏اش، به نفع پرسپولیس استفاده نمی‏کند. هفته ‏ی گذشته ما شاهد حضور بدنام‏ترین دلال فوتبال ایران، در تمرین پرسپولیس، کنار آقای علی پروین بودیم.

در این شرایط بسیار بسیار بحرانی و حساس که تیم پرسپولیس نیاز به تمرکز، آرامش و تصمیم‏ گیری درست دارد، ما شاهد هستیم که یک دلال بدنام می‏آید سر تمرین پرسپولیس، کنار آقای علی پروین. این آقایان بیشتر می‏توانند در پرسپولیس به آقای علی پروین کمک کنند، یا افرادی مانند دکتر زادمهر، ابراهیم آشتیانی، جعفر کاشانی، دکتر ذوالفقارنسب، محمد پنجعلی؟ و افرادی از بزرگان و پیش‏کسوتان دیگر پرسپولیس که در این باشگاه زحمت کشیده‏ اند، برای این تیم عرق کرده ‏اند، جان کنده ‏اند، استخوان خورد کرده ‏اند و تلاش زیادی کرده ‏اند تا پرسپولیس به این‏جا رسیده؟!
ولی متأسفانه می‏بینیم که آقای علی پروین به جای این آقایان، یک مشت دلال را برمی‏دارد کنار خودش می‏گذارد. این دلال‏ها برای چه می‏آیند سر زمین پرسپولیس؟ این‏ها قرار است چه کمکی به این تیم بکنند؟ این‏ها سئوالاتی هستند که علی پروین باید به آن‏ها جواب بدهد. اما آن‏چه مسلم است، علی پروین در این مقطع بسیار حساس، منافع شخصی‏ اش را به منافع پرسپولیس ترجیح داده است.

آقای نوری، در ارتباط با حمید استیلی، زمانی که آقای رویانیان مدیرعامل شد، استیلی سرمربی پرسپولیس بود. حال بعد از استعفای ایشان، آقای رویانیان اعلام کرده که «استیلی فوتبالیست خوبی بود، ولی در قد و قواره ‏ی هدایت پرسپولیس نبود». نباید فراموش کرد که زمانی که آقای رویانیان مدیرعامل شد، این مسئله مطرح شد که ممکن است ایشان یک مربی خارجی برای نیم ‏فصل دوم بیاورد. به نظر شما، چقدر این شایعه و این حرف و حدیث‏ ها می‏توانست عامل خراب‏ کننده باشد و باعث فروپاشی سیستم فکری استیلی بشود؟

در مورد آقای استیلی، بحثی که مطرح است (فقط اعتقاد شخصی‏ ام را در این مورد دارم می‏گویم) این است که حمید استیلی به هیچ عنوان پرستیژ، صلاحیت و شایستگی هدایت تیم پرسپولیس را نداشت.
حمید استیلی با کدام کارنامه سرمربی پرسپولیس شد؟! ایشان دو سال قبل در باشگاه استیل ‏آذین بودند که همه می‏دانند آن تیم با چه شرایط نتیجه می‏گرفت. تیم در رده‏ ی سوم جدول بود که حمید استیلی با آن قطع همکاری کرد، اما اگر پنالتی‏های مشکوک آن سال نبود، معلوم نبود استیل ‏آذین کجای جدول قرار می‏گرفت. سال قبل هم آقای استیلی سرمربی تیم شاهین بوشهر شدند که تیم در حال سقوط بود و ایشان به بهانه ‏ی فوت برادرشان از آن تیم استعفا دادند.
ایشان با این کارنامه سرمربی تیمی می‏شود به اسم پرسپولیس که این تیم بازیکنان‏ش از حمید استیلی خیلی بزرگ‏تر بودند. وقتی من می‏گویم بازیکنان‏ش بزرگ‏تر بودند، به لحاظ فنی نمی‏گویم. حمید استیلی در دوره‏ ی بازیگری‏ش، بازیکن خوبی بود. بازیکن مؤثری بود، محبوب بود و به لحاظ فنی هم خوب بود. اما در پرسپولیس بازیکنانی هستند –مثلاً علی کریمی، مثلاً وحید هاشمیان- که این بازیکنان نیاز به کسی دارند که بتواند آن‏ها را رهبری کند، کنترل و هدایت کند و در مسیر درست قرار بدهد. حمید استیلی این پرستیژ را نداشت.
منظورم از این‏که حمید استیلی کوچک‏تر از بازیکنان‏ش بود، یعنی این‏که حمید استیلی نمی‏توانست به علی کریمی امر و نهی کند. اما کارلوی کی‏روش، سرمربی تیم ملی ایران می‏تواند به او امرونهی کند. همان‏طوری که در قضیه ‏ی بازوبند کاپیتانی تیم ملی، وقتی بازوبند را از علی کریمی گرفت و به جواد نکونام داد، آن‏قدر این قضیه را خوب مدیریت کرد که هیچ اتفاقی نیافتاد.
آقای حمید استیلی به خاطر رفاقت دیرینه ‏اش با آقای حبیب کاشانی، سرمربی تیم پرسپولیس شد. به دنبال اتفاقاتی که افتاد و در نهایت حبیب کاشانی از پرسپولیس جدا شد، حضور رویانیان باعث شد که استیلی به کارش ادامه بدهد. الان که پرسپولیس نتیجه نگرفته و استیلی استعفا داده، آقای رویانیان خیلی راحت می‏گوید که ایشان در حد پرسپولیس نبوده ‏اند.
آقای رویانیان جمله‏ ی جالب دیگری دارند و گفته ‏اند: «حمید استیلی در دربی شانسی برای موفقیت نداشت و من مثل روز برای‏م روشن بود که پرسپولیس با حمید استیلی شکست می‏خورد». اگر آقای رویانیان این اعتقاد قلبی‏شان است که حمید استیلی شایستگی و توان‏مندی هدایت پرسپولیس را نداشته، پس ما هم باید بگوییم که ایشان به هواداران پرسپولیس، به تیم پرسپولیس خیانت نکرده که هشتاد روز پای ایشان ایستاده و در آستانه‏ ی دربی و با علم به این‏که حمید استیلی نمی‏تواند موفق باشد، هیچ کاری نکرده و دست رو دست افتاده و مثل این تماشاگر اتفاقات را دیده تا پرسپولیس به راحتی از جام حذفی حذف بشود.
این گزینه ‏ی خارجی از روز اولی که آقای رویانیان آمدند، مطرح شده بود. با توجه به فشارهایی که وجود داشت، عدم نتیجه ‏گیری پرسپولیس و اظهار‏نظر مدیران باشگاه پرسپولیس مبنی بر انتخاب مربی خارجی برای نیم ‏فصل دوم، عملاً حمید استیلی فقط کسی بود که روزها را می‏گذراند تا به نقطه ‏ی پایان برسد.
این نقطه ‏ی پایان می‏توانست برای حمید استیلی خیلی زودتر برسد؛ اگر خودش کمی هشیار بود، اگر خودش کمی از منافع شخصی‏ اش می‏گذشت و عاقلانه ‏تر تصمیم می‏گرفت. یعنی با حضور آقای رویانیان، حمید استیلی باید کنار می‏رفت. با این اتفاقاتی که افتاد، حمید استیلی بزرگ‏ترین بازنده ‏ی این بازی‏ها بود.
در نهایت، باید بگوییم که حمید استیلی از روز اولی که هدایت پرسپولیس را بر عهده گرفت، تحت فشار زیادی بود. با حضور رویانیان، همه فکر می‏کردند که فشارها کم‏تر می‏شود. چون هم رویانیان و هم علی پروین، به عنوان مدیر فنی تیم، از ایشان حمایت کردند.
اما جوی که بین جامعه ‏ی هوادارها و اهالی فوتبال بود، علیه آقای استیلی بود و در نهایت نتیجه‏ ی آن را هم همه می‏دیدند. اما مصاحبه‏ های آقای رویانیان مبنی بر استخدام مربی خارجی، بیشترین فشار را به حمید استیلی وارد کرد تا امروز شاهد چنین اتفاقاتی در باشگاه پرسپولیس باشیم.
 

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید

این صفحه یافته نشد

صفحۀ مورد توجۀ شما یافته نشد.