بررسی هفته نامه‌های فرانسه

چگونه یک کتاب آشپزی مخصوص آدم‌های "بیغ" با فروش حیرت‌انگیز روبرو شد؟

مجله "لوبس"، ٢٢ دسامبر ٢٠۱۶ تا ٤ ژانویه ٢٠۱٧  - صفحه ١۵٢ - گزارش در مورد انتشار کتاب‌های آشپزی در فرانسه
مجله "لوبس"، ٢٢ دسامبر ٢٠۱۶ تا ٤ ژانویه ٢٠۱٧ - صفحه ١۵٢ - گزارش در مورد انتشار کتاب‌های آشپزی در فرانسه DR
متن توسط : بیژن برهمندی
۱۲ دقیقه

این شماره از نشریه "لوبس" که درست در آستانه جشن‌های شب نوئل منتشر شده است، گرچه پر از مطالب عبوس و غم‌انگیز درباره حوادث و ناملایمات جهان است، ولی به اقتضای فضای شب عید مطالب فراوانی هم درباره مسائل مربوط به عیش و عشرت دارد.

تبلیغ بازرگانی

بررسی مجله‌های هفتگی فرانسه، امروز یک ویژگی دارد که باید اول برایتان توضیح بدهم. می‌دانید که دیشب جشن سال نو میلادی بود و هفته پیش درست در چنین روزی جشن نوئل برگزار شد. میان این دو جشن بزرگ فرانسوی ها، هفته ای که گذشت درواقع یک هفته نیمه‌تعطیل محسوب می‌شد. در نتیجه تمام مجلات هفتگی فرانسه شماره‌های هفته گذشته خود را با صفحات بیشتری بصورت دو شماره ای منتشر کردند که روزنامه نویسان و کارکنانشان بتوانند از این تعطیلات پایان سال استفاده کنند.
همه این ها برای این بود که بدانید این هفته از مجلات هفتگی خبری نیست و ما طبق معمول هر ساله بسراغ مطالب همان نشریه شماره قبل می رویم تا مطالب دیگری از آنها را برایتان انتخاب و بازگو کنیم. شماره های ویژه ای که صفحات و در نتیجه مطالب بسیار بیشتری نسبت به شماره های معمولی دارد.

بگذارید از نشریه لوبس شروع کنیم.
حتماً می‌دانید که فرهنگ غذائی فرانسوی ها و علاقه آنها به اطعمه و اشربه‌های متنوع شهرت جهانی دارد و از همین رو سالی نیست که ده‌ها کتاب جدید برای آموزش آشپزی در این کشور منتشر نشود. این شماره لوبس هم گزارشی را به انتشار کتاب‌های آشپزی در فرانسه اختصاص داده که با هم مرور می کنیم.

لوبس گزارش خود را با یادآوری یک حادثه آغاز می کند که خود آنرا یک معجزه نامیده است. می‌گوید سال گذشته کتابی منتشر شد که استقبال مردم از آن را باید یک حادثه کمیاب و حیرت‌آور توصیف کرد. در سپتامبر سال 2015 کتابی وارد کتابفروشی‌ها شد بنام "ساده‌انگاری یا آسان‌ترین کتاب آشپزی جهان" که کسی بنام "ژان فرانسوا ماله" آنرا تهیه کرده بود. در عرض دو هفته کتاب نایاب شد و مجبور به تجدید چاپ آن شدند. این کتاب تا امروز 345 هزار نسخه بفروش رفته و همه ناشران کتاب های آشپزی را در حیرت فرو برده است. مشخصات این کتاب راهنمای آشپزی بسیار ساده است. دستور طبخ هیچ غذائی بیش از شش خط نیست. هیچ غذائی هم بیش از شش ماده اولیه ندارد. عکس‌هائی هم که از غذاهای آماده شده در صفحات کتاب منشر شده اند اصلاً زیباسازی و رتوش نشده و از فتوشاپ هم استفاده نکرده‌اند.
ناشران کتاب های آشپزی یک لحظه هم غفلت نکردند و بلافاصله کتاب های مشابهی با نام های مشابه مثل "ساده انگاری برای شیرینی پزی" و یا "آشپزی سهل و ساده" و یا "آشپزی برای آدم های بیغ" روانه بازار شد.
ژان فرانسوا ماله هم به همین موج پیوست و به تقلید از خودش! کتاب های آشپزی متعددی تهیه کرد و بچاپ رسانید. یک ناشر به خبرنگار لوبس می گوید که این نویسنده به تنهائی فروش 18 درصد کتاب‌های آشپزی را به خود اختصاص داده است.

و اما از آخرین شماره اکسپرس سالی که گذشت مقاله‌ای را برایتان انتخاب کرده ام که "ژاک آتالی" مفسر سرشناس این نشریه نگاشته است.
او می نویسد در این پایان سال، من می‌خواهم از خشم وناراحتی خودم صحبت کنم. می دانید که چقدر در اینباره موضوع‌های متنوع وجود دارد. از یک میلیارد نفری که شب ها در آرزوی یک شکم سیر به خواب می روند، از دو میلیارد نفری که دچار کمبود آب هستند، از زنانی که مورد تجاوز قرار میگیرند یا آنها را ختنه می کنند و یا کتک می‌زنند از جوانانی که کار پیدا نکرده اند و همچنین از اغنیای بی اخلاق،جنگ های ناعادلانه، بی خانمان ها... وغیره.
"آتالی" می گوید با این حال امروز من می خواهم خشم خود را نسبت به مخالفت مردم با برگزیدگان تحصیل‌کرده جامعه ابراز کنم که تازه گی‌ها خیلی مد شده است. حتی تحصیلکرده بودن و جزو افراد متشخص اجتماعی قرار گرفتن اکنون نوعی دشنام تلقی می شود.
ژاک آتالی، می گوید واقعاً عصبانی هستم از این که مردم عادت کرده اند پولدارها را و قدرتمندان را با ژورنالیست‌ها، اساتید، روشنفکران و همه آنهائی که با دانش و آگاهی سرو کار دارند در یک کیسه بریزند. او می‌گوید این اختلاط شرم‌آور و خطرناک است. در واقع نقد اغنیا و قدرتمندان کاملاً مشروع است. در حالی که تعرض و انتقاد به کسانی که موقعیت ممتاز خود را مدیون مدارک تحصیلی اشان و دانش و کارآمدی و خلاقیت خود هستند، یک اقدام غیرقابل قبول است.

و بالاخره برای این که خیلی هم از فضای سیاسی نشریات هفتگی فرانسه دور نشده باشیم از لوپوئن این هفته مقاله‌ای را برایتان انتخاب کرده ام که با این پرسش آغاز شده است. چرا اوباما نتانیاهو را رها کرد؟
مفسر این نشریه معتقد است که اوباما در این اخرین روزهای حکومتش تصمیم گرفت که نقطه پایانی بر مجموعه ناکامی‌های دولتش درباره اسرائیل بگذارد. در واقع مناسبات اوباما با نتانیاهو هیچ گاه خوب نبود و هر روز هم بدتر شد. به این ترتیب اوباما سرانجام تصمیم گرفت تا با خودداری از دادن رأی وتو به قطعنامه علیه خانه سازی‌ها در اسرائیل، کاری را انجام دهد که در تاریخ ایالات متحده آمریکا بیسابقه بود. لوپوئن یادآوری می کند که از سال 2009 که اوباما به حکومت رسید تا کنون برتعدادخانه سازی‌های اسرائیل 100هزار واحد افزوده شده است؛ یدین معنی که اسرائیل توانسته در سرزمینی که قرار است متعلق به فلسطین باشد، تا کنون 600،000 خانه بسازد.

در واقع اوباما هیچ گاه بطور مستقیم خود را درگیر مسئله اسرائیل نکرد. او جان کری را مسئول اینکار کرد که از سال 2013 کوشید مذاکرات صلح را راه اندازی کند. با این حال ادامه فعالانه خانه سازی‌ها مانع ادامه مذاکرات شد و جان کری را مجبور کرد تا خارج از عرف دیپلماتیک، در مصاحبه با تلویزیون اسرائیل آشکارا بگوید که ادامه خانه سازی این احساس را بمن می دهد که اسرائیل بطور جدی مذاکره نمی‌کند. جان کری پرسید اسرائیل در انتظار یک انتفاضه سوم است؟ وی اطمینان داد که اگر صلح ناممکن شود اسرائیل هرچه بیشتر منزوی خواهد شد. به این ترتیب اوباما تصمیم گرفت آخرین "ژست" خود را در پایان دوران حکومتش به اجرا بگذارد، به این امید که شاید این پرونده دوباره گشوده شود.

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید