بررسی هفته نامه های فرانسه

کاندیداهای ریاست جمهوری فرانسه زیر ذره بین

دو تا از سه هفته نامه چاپ پاریس این هفته روی جلد و مطلب بزرگی رابه انتخابات ریاست جمهوری آینده فرانسه و کاندیداهای آن اختصاص داده اند.اکسپرس ازچگونگی نفوذ "فراماسون ها" در حوزه سیاست و بازیچه قرار دادن سیاستمداران سخن می گوید و نقاط مثبت و منفی کاندیداها را از دید این گروه بر می شمرد.نوول ابسروآتور، برعکس، کودکی چند کاندیدای کنونی و چند رئیس جمهوری پیشین را شکافته است. 

تبلیغ بازرگانی

نوول ابسروآتور، در مطلبی که به ایران اختصاص داده زیر عنوان «سلاح ترس» می پرسد: تنش میان ایران و غرب تا کجا می تواند پیش رود؟

این هفته نامه سپس به مانورهای روزهای اخیر نیروی دریائی ایران در پیرامون تنگه هرمز پرداخته و می نویسد: ایران میخواهد بدین ترتیب توانائی خود را در بستن این تنگه به روی کشتی های نفتی نشان دهد. تنگه ای که از آن ٣٥٪ نفت جهان عبور می کند. اما این کشور در عین حال می گوید خواستار از سر گرفتن گفتگو بر سر برنامه اتمی خود با غرب است تا بدین ترتیب آمریکا و اروپا را از طرحشان مبنی بر تحریم بانک مرکزی و به ویژه فروش نفت ایران که ٨٠٪ درآمدهای این کشور را تشکیل می دهد، دست بردارند. چرا که "الن ژوپه"، وزیر امور خارجه فرانسه، صحبت از بحث در این مورد در تاریخ ٣٠ ژانویه می کند. از این رو و برای متقاعد کردن کشورهای اروپائی دو دل، آمریکا، فرانسه و انگلستان موافقت عربستان سعودی را برای جبران نفت ایران گرفته اند.
با گرفتن این تصمیم، غربیان در نظر دارند ایران را وادار به توقف برنامه هسته ای اش بکنند که به باور آنها هدفی نظامی دارد.

از سوی دیگر، تحریم های پیشین هم ظاهرأ سود مند بوده است چرا که ریال ایران از ماه سپتامبر به این سو ٣٥٪ از ارزش خود را از دست داد. یک چنین کاهشی، به ویژه اگر تحریم دیگری از راه برسد شتاب بیشتری خواهد یافت و در نتیجه پیامد های فاجعه بار برای قدرت حاکم به دنبال خواهد داشت که در ماه مارس آینده با انتخابات پارلمانی روبرو خواهد شد.
در واکنش به موضع غرب، مقامات ایرانی می خواهند افکار عمومی را پیرامون تنها موضوعی که بر سرش تفاهم وجود دارد، یعنی انرژی هسته ای منسجم کنند. در این راستا چند روز پیش در تهران اعلام شد که مهندسین ایرانی توانسته اند یک میله سوخت برای نیروگاه اتمی بسازند. در واقع حکومت می خواهد به مردم بگوید که غربیان مخالف داشتن انرژی هسته ا ی غیر نظامی توسط ایران و استقلال این کشور در این زمینه هستند.

در کنار این مطلب، نوول ابسروآتور مطلب جالب دیگری را به قلم "رنه باک من" زیر عنوان «شیعیان و سنی ها: بازگشت تنش» اختصاص داده که در آن می خوانیم: ازکابل تا بیروت با گذشتن از بغداد شمار علائمی که از چند ماه پیش حکایت از بالا گرفتن جنگ سرد میان سنی ها و شیعیان می کنند افزایش یافته است.

در افغانستان آرامش نسبی ای که طی ده سال گذشته میان "هزاره ها"ی شیعه و دیگر گروه های قومی برقرار شده بود در روز ٦ دسامبر با سه سوءقصد علیه شیعیان و به جا گذاشتن ٦٣ کشته، در هم پاشید.
در خلیج فارس، عربستان سعودی که سایه تهران را پشت خواست های الهام گرفته از شورش های تونس و قاهره در بحرین می دید که توسط جمعیت اکثرأ شیعه اش بیان می شد، ارتش خود را به کمک سلطان سنی آن فرستاد.

از سوی دیگر عربستان از بلندپروازی های هسته ای ایران بیم دارد و این کشور را متهم به تلاش برای کشتن سفیرش در واشنگتن می کند.
در عراق حسن همجواری میان نوری المالکی، نخست وزیر شیعه و طرفدارایران و مقامات وابسته به اقلیت سنی، با خروج آخرین سربازهای آمریکائی و نیز به دلیل افزایش خودکامگی این نخست وزیر، دوام نیاورد.

علاوه بر یمن، در لبنان هم  حزب اله شیعه و متحد ایران وسوریه بر نیروهای دیگر تسلط دارد و سنی ها به دو دسته طرفدار دولت و حامیان خاندان حریری- نزدیک به عربستان سعودی و دشمن سوریه، تقسیم شده اند.

این تنش ها نشان می دهد که ایران برای رودروئی با تهدیداستراتژیکی در منطقه برگ های بسیاری در دست دارد.

 

هفته نامه اکسپرس در گفتگوئی با یک پژوهشگر سازمان دیده بان حقوق بشر در مصر، سخنان وی را که می گوید نظامیان در مصر شروع مهمیز زدن به اعتراضات کرده اند، منعکس کرده و می نویسد: اکنون نظامیان "ان جی او " ها را آماج قرار داده اند و از آنها میخواهند منابع مالی خود را معرفی کنند. در واقع حاکمان از «دست خارجی» پشت نا آرامی ها صحبت می کنند و شماری از رسانه های دولتی و بخشی از جراید غیر دولتی یک کمپین منفی علیه "ان جی او ها" براه انداخته اند چون می دانند که مردم مصر نسبت به دخالت خارجی حساس هستند.

برادران مسلمان (اخوان المسلمین)، اما موضعی ضد ونقیض گرفته اند: گاه از تفتیش مقامات مصر در درون "ان جی او ها" حمایت می کنند و گاه آن را ناپذیرفتنی می خوانند؛ پژوهشگر، مورد پرسش قرار گرفته می گوید: تصور نمی کند اتحادی میان ارتش و برادران مسلمان بر علیه "لیبرالها" وجود داشته باشد، بلکه موضع آنها بیشتر از افکار عمومی تبعیت می کند که به شدت ضد امپیریالیست است.

 

هفته نامه لوپوئن هم که مطلبی درست مانند مطلب "نوول اوبسروآتور" در مورد تهدیدهای تهران نوشته مطلب جالبی را به گشایش یک دفتر بزرگ "تلویزیون الجزیره" در سارایوو، پایتخت بوسنی، اختصاص داده است.
لوپوئن درآغاز، سخن از ساختمان الجزیره می کند که در کنار بنای یادبود ١٠ هزار قربانی محاصره "سارایوو" در سالهای بین ١٩٩٢ و ١٩٩٥ و مرکز خرید جدید و بسیار مدرنی واقع شده که با ساختمان های دوران عثمانی و ساختمان های بتونی رنگ ورو رفته دوران کمونیسم هم خوانی ندارد.

حال این پرسش پیش می آید که چرا "الجزیره"، مهمترین شبکه تلویزیونی جهان عرب، خواسته در دورترین نقطه بالکان، با صرف ١٥ میلیون یورو، یک چنین دفتر باشکوهی را مستقر کند؟ شبکه کوچک تلویزیونی محلی "ان تی وی ٩٩" را بخرد و به استخدام روزنامه نگاران و خبرنگاران درجه یک بپردازد؟
لوپوئن می نویسد دست اندرکاران هدف خود را خبررسانی واقعی، نه تنها در بوسنی که رسانه ها که کارشان تبلیغات است و از نبود کارکنان حرفه ای رنج می برند، بلکه در سراسر یوگسلاوی پیشین توصیف می کنند؛ که شامل ٣٠میلیون بیننده بالقوه می شود.
اما کار وقتی دشوار شد که الجزیره ناچار گردید در استخدام خبرنگاران خود به توازن قومی توجه کند؛ در مورد انتخاب زبان هم این مشکل وجود داشت؛ یعنی آنها بر سر دو راهی گزینش «صرب و کروآت» زبان پیشین همه اهالی یوگسلاوی سابق و یا گزینش همه زبان های محاوره که ویژگی های خود را دارند؛ اما شاخه هائی از یک تنه پایه ای هستند.

سرانجام راه حل دوم برگزیده شد و شبکه در روز یازدهم  نوامبر یعنی روز سالگرد پایان جنگ اول جهانی کار خود را آغاز کرد که از همین شهر سارایوو وبا قتل آرشی دوک "فرانسوآ فردیناند" شروع شد.

در عین حال همه از این می ترسند که با ورود این شبکه، که منابع مالی اش را قطر، یک کشور مسلمان، تأمین می کند، تبلیغات مذهبی در کشور صورت گیرد. اما ظاهرأ بوسنیائی ها نسبت به یک فرهنگ مسلمان وارداتی بی تفاوند و آن شمار زنانی که در برابر دریافت کمک هائی روسری بر سر کرده بودند، کم کم آن را رها کردند؛ و رستوران هائی که صاحبان آنها مالزیائی یا سعودیائی هستند و الکل سرو نمی کنند، مشتریان خود را از دست داده اند.

آنچه مسلم است، برای اولین بار پس از پایان جنگ یوگسلاوی، سه قوم ساکن در بوسنی، به یک منبع خبری واحد دسترسی دارند که به مقامات محلی وابستگی ندارد و به این کمک خواهد کرد که این سه گروه از حباب خود بیرون بیایند و ببینند که در درون قوم دیگر چه می گذرد. این شناخت می تواند به، خواب زده ترین کشور منطقه، انرژی لازم را برای نگریستن به سوی آینده بدهد.
حال باید آرزو کرد که این شبکه، امکان بوجود آمدن یک فکر عمومی را در بوسنی بدهد.

 

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید