دسترسی به محتوای اصلی

گزارشی از وضعیت زنان سرپرست خانوار در ایران

Reuters/Reinhard Krause
۹ دقیقه

بالاترین رقمی که بهزیستی یا کمیته امداد به عنوان مستمری به زنان سرپرست خانوار تحت پوشش می دهند 60 هزار تومان است . این 60 هزار تومان به زنی تعلق می گیرد که در خانواده اش سرپرستی حداقل پنج نفر دیگر را برعهده داشته باشد.

تبلیغ بازرگانی

واژۀ "خانوادۀ زن سرپرست" از واژه هائیست که دریک دهۀ اخیردر ایران رایج شده است وبر آن دسته از واحد های خویشاوندی اتلاق می شود که گاه مادر و پدری پیر و یا چند فرزند را در بر میگیرد. نان آور این واحد ها زنیست که یا شوهرش را از دست داده است ، یا طلاق گرفته است و یا شوهرش متواری است و یا از کار افتاده است. این زنان که از معلوماتی کم و فقری شدید در رنجند علاوه بر درآمدی که از طریق کار های موسمی و کم دستمزد بدست می آورند از کمک دولت یا بنیاد های دیگر نیز برخوردارند که بسیار ناکافی به نظر میرسد.

بالاترین رقمی که بهزیستی یا کمیته امداد به عنوان مستمری به زنان سرپرست خانوار تحت پوشش می دهند 60 هزار تومان است . این 60 هزار تومان به زنی تعلق می گیرد که در خانواده اش سرپرستی حداقل پنج نفر دیگر را برعهده داشته باشد وگرنه به یک زن سرپرست خانوار به عنوان یک نفر 32 هزار تومان در ماه پرداخت می شود.

حتی مسئولان سازمان بهزیستی به عنوان متولی اصلی زنان سرپرست خانوار خود می پذیرند این میزان از مستمری ها بسیار پایین است . فرید براتی سده، مدیرکل دفتر امور زنان و خانواده سازمان بهزیستی کشور از جمله کسانی است که همیشه در صحبت هایش بر این موضوع تاکید می کند که همیشه در حوزه زنان سرپرست خانوار کمبود مالی وجود دارد و رقمی که دولت در اختیار آنها قرار می دهد بسیار پایین است.

براساس قانون مستمری ها هرساله باید 40 درصد حداقل حقوق و دستمزد سالانه به عنوان مستمری به زنان سرپرست خانوار تحت پوشش بهزیستی یا کمیته امداد تعلق گیرد اما در حال حاضر مستمری آنها تنها 10 تا 20 درصد حداقل دستمزد سالانه است.

در سال جاری وزارت کار حداقل حقوق و دستمزد را 325 هزار تومان اعلام کرد که 40 درصد آن رقمی معادل 120 تا 130 هزار تومان می شود. اما در عمل آنچه به دست زنان سرپرست خانوار می رسد نهایتا 60 هزار تومان است.

با توجه به افزایش تورم در این سال ها نه تنها طبقه کارگر که طبقه متوسط نیز با مشکلات اقتصادی دست به گریبان شده اند. در چنین شرایطی زنان سرپرست خانوار مجبورند برای اداره زندگی خود و فرزندانشان به سازمان هایی مانند بهزیستی و کمیته امداد مراجعه کنند اما مبلغی که این سازمان های حمایتی می پردازند؛ چه کمکی به این دسته از خانواده ها می کند؟

در یکی از جنوبی ترین مناطق تهران، ثریای 35 ساله با دو فرزندش در خانه ای کوچک و مستاجری زندگی می کنند.این خانه یک اتاق و یک آشپزخانه زیر پله ای دارد که ثریا برای زندگی در آنجا 90 هزار تومان در ماه می پردازد.

" ماهانه 50 هزار تومان از کمیته امداد می گیرم." ثریا آرام جواب سوالم را می دهد و انگار دوست ندارد از کمبود های مالی اش به دیگران بگوید.

به گوشه ی قالی اتاقش زل می زند و با کمی مکث آروزهایش را بلند می گوید: "ای کاش درسم را خوانده بودم و ای کاش سال های جوانی ام را به خانه داری محدود نکرده بودم".

شوهرش در یک تصادف رانندگی کشته شد و ثریا که به قول خودش کمرو و خجالتی بود؛ سال های اول بیوه گی اش در خانه ماند و نمی دانست چه کار بکند:" اوایل برادرم به لحاظ مالی کمکم می کرد اما سه سال است که او هم دیگر کمکی نمی کند و مجبورم خودم کار کنم.اما خانم! من که کاری بلد نیستم".

چشم هایش را تنگ می کند و حالت کسی را دارد که به سال های دور فکر می کند:" یک روز در مهد کودک پسرم با مربی ای آشنا شدم که از من خواست ترشی، مربا و سبزی های خانه اش را تهیه کنم و همان پیشنهاد باعث شد کار تهیه غذای خانگی را شروع کنم و حالا بیشتر ترشی و مربا و کارهای خانگی معلمان این منطقه را انجام می دهم ".

در کوچه پس کوچه های این سرزمین ثریاهای زیادی هستند که تحت عنوان زنان سرپرست خانوارهم مادرند و هم پدر. آنها به خاطر طلاق ، فوت همسر ، از کار افتادگی همسر، متواری بودن و یا نگهداری اجباری ، سرپرستی خانواده را به طور دایم یا موقت به عهده گرفته اند.

رشد زنان سرپرست خانوار، 35 درصد بیش از حد مورد انتظار

به گفته مسئولان سازمان بهزیستی روز به روز بر تعداد زنان سرپرست خانوار افزوده می شود به طوری که در 10 سال اخیر تعداد زنان سرپرست خانوار 35 درصد بیشتر از حد مورد انتظار افزایش داشته است.

مدیرکل دفتر امور زنان و خانواده سازمان بهزیستی به تعداد زنان سرپرست خانوار در سال های 75 و 85 اشاره می کند: «در سرشماری سال 1375، یک میلیون و 35 هزار زن سرپرست خانوار در کشور داشته ایم که تعداد آنها در سال 1385 به یک میلیون و 641 هزار نفر رسیده است در حالی که اگر قرار بود روند رشد آنها همان روند سال های گذشته را طی کند در سال 85 باید یک میلیون و 200 هزار زن سرپرست خانوار در کشور می داشتیم».

براتی می گوید: « رشد زنان سرپرست خانوار 35 درصد بیشتر از رشد مورد انتظار بوده است که به منزله هشدار است و باید برنامه ریزی دقیقی برای آنها شود اما متاسفانه توجهی به این مساله نمی شود».

شهلا کاظمي پور ، معاون پژوهشي مرکز مطالعات و پژوهش‌هاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه نیز افزایش درصد زنان سرپرست خانوار در سال‌هاي اخير را تایید می کند. او می گوید:" در سال 1385 ميزان مردان سرپرست خانوار 90 درصد و زنان سرپرست خانوار، کمتر از 10 درصد بود، از سال 1335 تا 1375، تعداد زنان سرپرست خانوار کاهش يافت. اما از سال 75 تا 85 با وجود حذف عواملي مثل جنگ تحميلي که بر ميزان تعداد زنان سرپرست خانوار تاثيرگذار است، آمارها نشان مي‌دهد تعداد زنان سرپرست خانوار در کشور افزايش يافته است".

به گفته او بر اساس آمارهاي موجود، استان کهگيلويه و بويراحمد با 7/5درصد کمترين آمار و استان خراسان جنوبي با 12 درصد بيشترين آمار زنان سرپرست خانوار را در کشور تشکيل مي دهند. هر چه از سمت غرب به سمت شرق کشور حرکت کنيم، تعداد اين زنان افزايش مي‌يابد.

او بر خلاء اطلاعاتي درخصوص وضعيت زنان سرپرست خانوار اشاره می کند:" با وجود اين که مرکز آمار ايران با هزينه‌هاي گزاف، سرشماري نفوس را انجام مي‌دهد، اما اطلاعات لازم درباره زنان سرپرست خانوار در کشور وجود ندارد.".

کاظمي پور می گوید:" آمار زنان سرپرست خانوار از کمتر از 20 درصد در کشورهاي جنوب و جنوب شرقي آسيا تا 50 درصد در کشورهاي آفريقايي متفاوت است و در کشور ما اين ميزان 9 درصد است. اما با توجه به تفاوت در نحوه آمارگيري نمي‌توان گفت اين ميزان دقيق و شرايط کشور ما بهتر از کشورهاي جنوب شرقي آسيا است.". به اعتقاد این جمعیت شناس فقر در دنيا روندي زن‌گرايانه يافته است و خانواده‌هاي زن‌سرپرست بيش از خانواده‌هاي تک سرپرست که پدران عهده‌دار سرپرستي هستند، از فقر رنج مي‌برند.

معاون پژوهشي مرکز مطالعات و پژوهش‌هاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه تاکيد می کند هر چه سن زنان افزايش مي‌يابد، سهم سرپرستي خانوار در آن‌ها نيز افزايش مي‌يابد، به طوري که سرپرست خانواري در زنان از حدود 25 سالگي شروع و در حدود بالاي 65 سالگي به بيشترين حد خود مي‌رسد، بنابراين از آنجا که زنان سرپرست خانوار اغلب سالمندان هستند، فقر و ناتواني اقتصادي در ميان آن‌ها بيشتر است.

 

زنان سرپرست خانوار،فقیرترین فقرا

"زنان سرپرست فقیرترین فقرا هستند". این عبارت را ژاله شادی طلب ،جامعه شناس و عضو هیات علمی دانشگاه تهران در تحقیقات خود با استدلال بیان می کند. به گفته او بيش از 50 درصد خانوارهاي زن سرپرست در دو دهك اول و دوم يعني فقيرترين گروه ها قرار گرفته اند. ژاله شادي طلب با پژوهشي كه بر وضعيت زنان سرپرست خانوار انجام داده، به اين نتيجه رسيده است كه درصد زنان سرپرست خانوار در دهك اول همواره بيش از مردان بوده، در حالي كه در دهك هاي بالاتر سهم زنان سرپرست خانوار رو به كاهش مي گذارد.

به گفته شادي طلب در حالي كه بيش از 50 درصد خانوارهاي زن سرپرست جزء فقيرترين گروه ها قرار گرفته اند، اين رقم در خانوارهاي مردسرپرست 16 درصد است. به عبارت ديگر زنان سرپرست خانوار «فقيرترين فقرا» را تشكيل مي دهند. شادي طلب با اشاره به اينكه « فقر زنان فقط جنبه اقتصادي ندارد»، مي گويد: "جنبه هاي رواني و اجتماعي فقر زنان نيز مهم است. نابرابري فرصت ها در تمام طول زندگي اين گروه از زنان، زماني كه مسووليت خانواده به ناچار بر دوش آنها گذاشته مي شود، بيش از پيش خود را نشان مي دهد. نابرابري در دسترسي به آموزش، مشاركت در جريان تصميم گيري هاي خانواده، عدم امكان كسب مهارت و اتكا به مرد خانواده براي تامين زندگي، زنان را از قابليت هاي لازم براي كاهش فقر محروم كرده است".

شادي طلب معتقد است زن سرپرست خانوار «خود» را به قيمت تداوم زندگي و حفظ «ديگران» فراموش كرده است در نتيجه صحبت از فرديت و توانمندسازي به تنهايي كافي نيست. او معتقد است يكي از مشكلاتي كه سبب مي شود زنان سرپرست خانوار به طور كامل توانمند نشوند، وابستگي فكري آنهاست كه از كودكي به آنها آموزش داده شده: «در كتاب هاي درسي بابا نان مي دهد و مادر لباس ها را مي شويد. براساس قوانين هم زن حتي نمي تواند براي فرزندش حساب پس انداز باز كند مگر از دادگاه گواهي سرپرستي كودكش را داشته باشد. بنابراين چنين زني كه در خانواده پدر و شوهرش وابسته بار مي آيد در 40 سالگي با فوت همسرش به سختي مي تواند فرد مستقلي باشد».

شادي طلب از زن سرپرست خانواري مي گويد كه سقف خانه اش چكه مي كند و او با وجود داشتن قدرت مالي براي تعمير سقف، مي گويد: «مرد ندارم كه اين سقف را تعمير كند.» او كه معتقد است زنان سرپرست خانوار از توانمندي رواني و اجتماعي قابل توجهي برخوردار نيستند، مي گويد: «چرا زنان سرپرست خانوار اعتقاد چنداني به خوداثربخشي ندارند، چرا شبكه روابط اجتماعي آنها بسيار محدود است و چرا زنان سرپرست خانوار مهارت و آموزش كسب نكرده اند؟ پاسخ اين سوالات نشان از ساختار و قوانيني دارد كه در ذات خود نابرابري و فرصت ها را تقويت كرده و گسترش مي دهد».
 

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید

این صفحه یافته نشد

صفحۀ مورد توجۀ شما یافته نشد.