مقاله ویژه

دو دهه پیام نوروزی آیت الله خامنه ای : ازشعارتا واقعیت سیاسی

پس از حادثه کوی دانشگاه، رهبر جمهوری اسلامی درنوروزسال ۱۳۷۹ بار دیگر به نامگذاری سال با امامان شیعه بازگشت و به دلیل وجود دو عید غدیر در یک سال، آن را سال "امام علی" نامید و گفت: "همان طور که مى‌دانید، امسال، هم در آغاز و هم در پایان خود، مزیّن به عید مبارک غدیر است؛ یعنى سال ۱۳۷۹، دو عید غدیر دارد. در این سال، خودمان را به آن بزرگوار نزدیک کنیم"...دلبر توکلیبخش اول

تبلیغ بازرگانی

دو دهه از نخستین نوروزی که آیت الله خامنه ای، دقایقی پس از تحویل سال بر صفحه تلویزیون دولتی ایران، ظاهر شد واولین پیام نوروزی خود را ارائه کرد، می گذرد. او فقدان حضور آیت الله خمینی را بزرگترین محنت ملت ایران در آغاز سال 1369 دانست و آن را سال" تحول درونی واصلاح امور" نامید .
اگرچه مشخص نیست که نامگذاری سال ها مشورتی صورت می گیرد یا این که نظر شخصی رهبر جمهوری اسلامی است اما مروری بر نامگذاری دو دهه اخیرحکایت از آن دارد که آرام آرام سمت وسوی این نامگذاری ها از"بزرگداشت امامان شیعه" وتاکید بر"صبح روشنی"،"تحکیم معنویت" و "عدالت اجتماعی" ( درسال های 1371،1370 و1372) به سوی تعیین سیاست های داخلی، خارجی واقتصادی کشور تغییر پیدا کرد.

رهبر جمهوری اسلامی، سال 1373 را سال" صرفه جویی " نامگذاری کرد . دولت وقت به ریاست جمهوری آیت الله هاشمی رفسنجانی سیاست تعدیل اقتصادی را پیش گرفت. اما به رغم آن که در 24 اسفند همین سال قانون " تحریم سرمایگذاری های بزرگ در ایران " (موسوم به قانون داماتو) توسط "بیل کلینتون" رئیس جمهور وقت آمریکا به تصویب رسید آیت الله خامنه ای در پیام نوروزی خود درسال 1374 اشاره مستقیمی به این تحریم نداشت اما آن را سال " انظباط اقتصادی مالی" نام نهاد و انظباط اقتصادی مالی را اینگونه تعریف کرد:" انظباط اقتصادی ومالی یعنی مقابله با ریخت وپاش، زیاده روی واسراف ".

نگاهی به عملکرد دولت وقت ( به ریاست جمهوری آیت الله هاشمی رفسنجانی) در این سال، حکایت از عقب نشینی دولت از اجرای سیاست تعدیل اقتصادی دارد واز سوی دیگردولت سیاست تنش زدایی در روابط خارجی را پیش گرفت و این امر، آغاز اجرای سیاست گفت وگوی انتقادی اتحادیه اروپا با ایران بود.
اما آیت الله خامنه ای درنوروز 1375 بار دیگربر"ضرورت پرهیزاز اسراف وحفظ ثروت ومنابع عمومی کشور" تاکید کرد وبرای اولین بار به طور مستقیم دولت وقت را به ریاست جمهوری آیت الله رفسنجانی درپیام نوروزی خود مورد خطاب قرار داد وگفت: "اگر بخواهیم با اسراف مبارزه کنیم ، باید براى این کار برنامه‌ریزى انجام گیرد و آن را مسؤولان دولتى انجام دهند. بنابراین، توصیه اوّل من، مبارزه با اسراف و زیاده‌روى و نابود کردن اموال عمومى و اموال شخصى است؛ چون اموال شخصى هم، به نحوى به اموال عمومى برمى‌گردد".
اما دولت وقت، که هفتمین سال تصدی گری اش را پشت سرمی گذاشت با افتتاح پروژهای مختلف، حتی افتتاح برخی پروژه های نیمه تمام، دراقصی نقاط کشورلقب سردارسازندگی را نصیب آیت الله هاشمی رفسنجانی کرد .
بهار دیگری از راه رسید واین باررهبر جمهوری اسلامی درآخرین سال دوره دوم ریاست جمهوری آیت الله هاشمی رفسنجانی درپیام نوروزی خود در سال 1376 ، ازعملکرد دولت اظهار رضایت کرد وگفت: " بحمداللَّه سفارش هایى که شده، مورد توجّه قرار گرفته است. هم مردم توجه کرده‌اند وهم مسؤولان، و من توقّعم از هر دو است؛ هم از مردم و هم از مسؤولان. من می‌خواهم به مردم عزیزمان عرض کنم که امسال همه سعى کنند اسراف را کنار بگذارند".

قتل های زنجیره ای وتائید گزینش مردم درپیام نوروزی

در سالیانی که رهبر جمهوری اسلامی به نامگذاری سال، می پردازد بیشتر مطالب پیام های نوروزی او نيز درباره دلایل اين نامگذاری است. اگرچه ‏در اين ميان استثناهايی هم وجود داشته، به عنوان مثال می توان به پیام نوروزی سال 1377 اشاره کرد که آیت الله خامنه ای به صراحت از ‏انتخابات ریاست جمهوری که محمد خاتمی با شعار" اصلاحات " در آن پيروز شده بود باعنوان بزرگترین حادثه سال یاد کرد و گزینش مردم را خوب ‏توصيف کرد. او بار دیگر بر صرفه‌جویی و پرهیز از اسراف، قناعت و پایداری بر مواضع اسلامی و انقلابی تاکید کرد.
در این سال محمد خاتمی دراولین سال ریاست جمهوری اش درست پس ازآیت الله خامنه ای در صفحه تلویزیون ظاهرشد و نوروزرا به ملت تبریک گفت . شش ماه پس از ریاست جمهوری خاتمی ورود مطبوعات جدید به عرصه فرهنگی کشور با روزنامه"جامعه" آغاز شد. انتشار این روزنامه که با انتشار آگهی هایی در سطح شهر و با شعار" اولین روزنامه جامعه مدنی ایران" همراه بود از همان ابتدا با اعتراض هایی رو به رو شد که دوبارحمیدرضا جلایی پور، مدیر مسئول آن را به دادگاه کشید. در بار دوم که یکی از سه شاکی آن یحیی رحیم صفوی، فرمانده وقت کل سپاه بود، دادگاه مطبوعات به لغو امتیاز جامعه حکم داد و جلایی پور را به مدت یکسال از مدیر مسئولی و صاحب امتیازی هر نشریه ای محروم کرد.
اما در همین سال، دو نویسنده مخالف نظام(محمد مختاری،محمد جعفر پوینده)، یک فعال مطرح سیاسی و همسرش(داریوش فروهر وپروانه اسکندری) درعرض دو ماه به قتل رسیدند واین امر به عنوان یک بحران جدی مطرح شد. بسیاری بر این باورند که قتل ها، به منظور ایجاد مانع برای تلاش محمد خاتمی و اصلاح‌طلبان و حامیانش، برای ایجاد فضای باز سیاسی و فرهنگی و برقراری آزادی بیان در کشور صورت گرفته‌اند و افرادی که در این زمینه مقصر شناخته شده‌اند، خود قربانیانی بودند که از مقامات بالای نظام دستور می‌گرفتند. با این وجود، بنیادگرایان یا جناح حاکم در کشور، که مخالف جدی دگراندیشان و اصلاح‌طلبان محسوب می‌شوند، عاملان قتل ها را "ابرقدرت‌های خارجی" و به‌خصوص اسرائیل دانستند که از آن جمله می‌توان به اولین واکنش آیت الله خامنه‌ای در نمازجمعه تهران، که قتل‌ها را به دشمنان خارجی منسوب کرد، اشاره داشت. این درحالی است که اکبرگنجی روزنامه نگار، پس از زندانی شدن و هنگام حضور در دادگاه( در آذر ماه سال 1379)، به طورعلنی "علی فلاحیان" وزیر اطلاعات سابق در دوران هاشمی رفسنجانی را شاه‌کلید قتل‌های زنجیره‌ای نامید و از روحانیون دیگری از جمله " محمدتقی مصباح یزدی" نام برد و او را محرک و صادرکنندهٔ فتوای قتل‌ها یا به اصطلاح، "مراد عالیجنابان خاکستری" خواند. این اظهارات منجر به حملٔه بنیادگرایان به او و انکار نوشته‌هایش توسط ایشان شد. اما کتاب های " تاریک‌خانهٔ اشباح" و "عالی‌جناب سرخ‌پوش" و "عالی‌جنابان خاکستری" به پرفروش‌ترین کتاب‌های تاریخ ایران مبدل شد و در مدت شش ماه بیش از دویست هزار نسخه از آنان فروش رفت .
اگرچه در مجموع، قتل های زنجیره ای در طول چندین سال اتفاق افتاده و تعداد قربانیان آن به بیش ازهشتاد نویسنده، مترجم، شاعر، فعال سیاسی و شهروندان عادی می‌رسد برای نخستین بار براثر پافشاری رئیس جمهور وقت "محمد خاتمی" وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۷۷ طی اطلاعیه‌ای که پیش ازاین، نظیرآن درهیچ وزارت‌خانه جمهوری اسلامی دیده نشده بود به صورت رسمی اعلام کرد که عده‌ای از اعضای آن وزارتخانه در طراحی قتل‌ها دست داشته‌اند.
محمد خاتمی ، تیمی خارج از وزارت اطلاعات و بدون حضور وزیر وقت را مسئول رسیدگی به پرونده کرد. این تیم پس از یک ماه تحقیق، دست‌داشتن مقامات بلند پایه وزارت اطلاعات در قتل‌ها از جمله سعید امامی، را اعلام و عوامل را دستگیر کرد. دری نجف‌آبادی وزیر وقت اطلاعات، بلافاصله توسط خاتمی برکنار و یونسی جایگزین وی شد.
سنت نامگذاری در سال های بعد از 1377 هم ادامه پیدا کرد.
آیت الله خامنه ای سال 1378را بنابرهمزمانی آن با يکصدمین سال تولد آيت الله خمينی( رهبر پيشين جمهوری اسلامی) سال" آیت الله خمینی ‏نامید" ودرپیام نوروزی اش هیچ اشاره ای به موضوع قتل های زنجیره ای نداشت وتنها بر شناخت شخصیت ایت الله خمینی تاکید کرد وگفت:" که این سال را سال امام خمینى (رحمةاللَّه‌علیه) بدانیم و بنامیم. فقط هم نامیدن و عنوان، کافى نیست. باید ان‌شاءاللَّه همه سعى کنند شخصیت بزرگوار امام خمینى را با همان ابعاد عظیم، به درستى بشناسند و خصوصیات آن را ان‌شاءاللَّه در زندگى خود و زندگى ملت و عرض و طول معنوى کشور، اِعمال و پیاده کنند."
درهمین سال تعداد نشریات ایران به 1260 عنوان رسید وتیراژ کل روزنامه ها از سال 1376 تا 1378 به بیش از سه میلیون نسخه در روز رسید و حدود 50 روزنامه در ایران منتشر شد که بیش از 30 روزنامه متعلق به تهران بود.
در اواخراردیبهشت 78 فشار برمطبوعات بیش از پیش شدت گرفت این مخالفت ها گاه به صورت ایراد تهمت و توهین به مطبوعات بود و گاه از طریق برخورد با آنها تجلی می یافت.
پس از قتل های زنجیره ای فشاربرمطبوعات شدت گرفت ومسئول چند روزنامه از جمله ایران، آریا، صبح امروز، نشاط و مناطق آزاد به دادگاه مطبوعات یا انقلاب احضار شدند و طرح جدایی روزنامه همشهری از شهرداری تهران به صحن علنی مجلس رسید. در همین زمان از سوی 21 تن از نمایندگان مجلس، پیش نویس طرح قانون مطبوعات به مجلس ارائه شد و بسیاری از روزنامه نگاران، استادان و حقوقدانان طرح جدید را علیه آزادی مطبوعات و در جهت محدود کردن فضای به وجود آمده ارزیابی کردند. پس از مدتی مجرم شناختن موسوی خوئینی ها مدیر مسئول" سلام" باعث بسته شدن این روزنامه شد وسرکوب شدید دانشجویان معترض نسبت به توقیف روزنامه سلام حادثه "کوی دانشگاه " را در 18 تیر همان سال در پی داشت. که طی آن دو نفر (عزت الله ابراهیم نژاد، فرشته علیزاده) کشته شدند . شورای متحصنین در بیانیه ۲۶ تیر مرگ" تامی حامی‌فر" را نیز تایید کردو " سعید زینالی" نیز از هنگام دستگیری توسط ماموران ناپدید شد. چشم یک دانشجوی پزشکی بر اثر اصابت گلوله تخلیه، دست و پای عده‌ای شکسته و تعداد زیادی دانشجو مضرب شدند.از این حادثه به عنوان بزرگ‌ترین چالش جنبش دانشجویی در ایران بعد از انقلاب ۱۳۵۷ نیز یاد می‌شود.
از دیگر حوادث درخور توجه در سال "آیت الله خمینی" می توان به ترور" سعید حجاریان " از شخصیت‌های اصلاح طلب در روز22 اسفند ۱۳۷۸ اشاره داشت که "سعید عسگر" در جلوی شهرداری تهران و هنگام ورود حجاریان به ساختمان شورای شهر او را مورد اصابت گلوله قرار دارد. سعید عسگر پس از این ترور محاکمه و به ۱۵ سال حبس محکوم شد. همدست او که راننده موتورسیکلت حامل سعید عسگر بود به ده سال زندان محکوم شد.اما سعید عسگر پس از گذشت یک سال از زندان آزاد شدو حجاریان پس انتقال به بیمارستان زنده ماند. اما او هرگز سلامت جسمی خود را بدست نیاورد.

 

بازگشت به نامگذاری سال، با امامان شیعه

اما پس از حادثه کوی دانشگاه رهبر جمهوری اسلامی درنوروزسال 1379 بار دیگر به نامگذاری سال با امامان شیعه بازگشت وبه دلیل وجود دو عید غدیر در یک سال ، آن را سال" امام علی " نامید وگفت:" همان طور که مى‌دانید، امسال، هم در آغاز و هم در پایان خود، مزیّن به عید مبارک غدیر است؛ یعنى سال 1379، دو عید غدیر دارد. در این سال، خودمان را به آن بزرگوار نزدیک کنیم. امیرالمؤمنین علیه‌السّلام در زندگى حکومتى خود، نسبت به عدالت، نسبت به حقوق ضعفا و درماندگان و پابرهنگان، بى‌اغماض و بى‌گذشت بود. ماهم باید همینطور باشیم. آن حضرت نسبت به حقّ خود و به سهم خود، بسیار پرگذشت بود؛ همه ما نیز باید همین‌گونه باشیم".
اوحتی هیچ سخنی از اقدامات صورت گرفته در سال "امام خمینی " ارائه نداد .
اما شروع سال "امام علی" مقارن شد با برگزاری کنفرانس برلین وهمچنین بسته شدن فله ای مطبوعات.
در اردیبهشت 79 قوه قضائیه در یک تصمیم ناگهانی 12 روزنامه و نشریه را به دلیل ایجاد خطر برای آرامش و امنیت ملی یکجا توقیف کرد. این اقدام باعث بیکاری بیش از 1500 نفر از روزنامه نگاران و کارکنان مطبوعاتی شد. طی چند روز بعد تعداد این توقیف ها به 20 روزنامه و نشریه رسید..
دو هفته بعد از توقیف گسترده مطبوعات روزنامه های جدید ی به میدان آمدند . ایرانیان، نوسازی، رای مردم و ... مدت انتشار بعضی از آنها بسیار کوتاه بود. "ملت" فقط یک روز، " بهار" ده هفته و گوناگون کم تر فرصت انتشار یافتند چرا که به روزنامه های توقیف شده جامعه، توس، نشاط و عصر آزادگان شبیه بودند.
در سال 1379 انجمن دفاع از آزادی مطبوعات تاسیس شد و اعلام کرد که ابزار قانونی ما مطبوعات، حزب و تجمعات است و تبعیض در مطبوعات مطلبی است که به شدت جای گله و شکایت دارد. از آثار توقیف گسترده مطبوعات در سال 79 کاهش شدید تیراژ روزنامه ها بود. تیراژ کل روزنامه ها از دو میلیون و 500 هزار نسخه در اوایل دهه 7 به یک میلیون و 600 هزار نسخه در اوایل دهه 80 رسید. این امر باعث شد که برخی از مسئولان امر حتی جناح راست نسبت به کاهش تیراژ 900 هزار نسخه ای روزنامه ها هشدار دهند و آن را نشانه قهر و فاصله میان مطبوعات و مردم بدانند.
در فاصله 3 تا 30 دی ماه همین سال دادگاه قتل های زنجیره ای به صورت غیر علنی وبدون حضور هیچ یک از وکلا یا اعضا ی خانواده مقتولان به ریاست " محمدرضا عقیقی " رییس شعبه دادگاه نظامی یک تهران، برگزار شد با برگزاری ۱۲ جلسه دادگاه محرمانه و غیرعلنی در نهایت شعبه یک دادگاه نظامی تهران به ریاست قاضی عقیقی ، در حکمی " مصطفی کاظمی " قائم مقام وقت معاونت امنیتی وزارت اطلاعات و" مهرداد عالیخانی" مدیرکل وزارت اطلاعات را به جرم آمریت و صدور دستور چهار فقره قتل به چهار بار حبس ابد محکوم کرد.
"علی روشنی" مسئول وقت حراست بهشت زهرای تهران به جرم مباشرت در قتل محمد مختاری و محمد جعفر پوینده، به دوفقره قصاص نفس و" محمود جعفرزاده " عضو اداره عملیات وزارت اطلاعات به جرم مباشرت در قتل داریوش فروهر به یک فقره قصاص نفس محکوم شدند. همچنین " علی محسنی " دیگر عضو اداره عملیات وزارت اطلاعات را به جرم مباشرت در قتل پروانه اسکندری (فروهر) به یک فقره قصاص نفس پس از پرداخت نصف دیه کامل به قاتل محکوم شد.
عمادالدین باقی نیز ضمن انتشار مقالات متعدد، کتاب " تراژدی دموکراسی در ایران" را در دو جلد منتشر کرد و به بررسی چگونگی رویداد قتل‌های زنجیره‌ای پرداخت که این کتاب توقیف و باقی، محاکمه شد. برگزاری دادگاه قتل‌ها پس از توقیف گستردهٔ مطبوعات در بهار ۱۳۷۹ و در شرایطی که دو روزنامه‌نگار پیگیر قتل‌ها اکبر گنجی وعماد الدین باقی هر دو در زندان بودند، انجام شد.
سابقهٔ فعالیت برخی از اصلاح‌طلبان در دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی در دههٔ شصت سبب شد که دامنهٔ افشاگری‌ها و پیگیری‌ها هیچگاه به سال های دههٔ شصت کشیده نشود (نا گفته نماند که اوج درگیری سیاسی نظامی جمهوری اسلامی و گروه‌های اپوزیسیون بود و طی آن هزاران نفر از اپوزیسیون زندانی، شکنجه و اعدام شده و ده‌ها نفر از مقامات جمهوری اسلامی نیز توسط برخی از گروه‌های اپوزیسیون ترور و کشته شدند) . مطبوعات اصلاح‌طلب تنها به افشای قتل‌هایی که در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی روی داده بود پرداختند و بخصوص از نزدیک شدن به واقعهٔ اعدام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ به شدت پرهیز می‌کردند. علت عدم انتشار روزنامهٔ اصلاح طلب" آریا " مصاحبه‌ای با عزت‌الله سحابی اعلام شد که او در آن ریشهٔ قتل‌های زنجیره‌ای را در اعدام‌های تابستان ۶۷ دانسته بود. " حسین‌علی منتظری" تنها مقام حکومتی بود که به اعدام‌ها اعتراض کرد...
 

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید